تبليغاتX
وبلاگ اختصاصی بخش اسیر

ملت بزرگوار و مسلمان ايران پس از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى مسأله آزاد سازى فلسطين از چنگال غاصبان قدس را سرلوحه آرمان هايش قرارداده و همه ساله روز قدس را به روز فرياد كشيده بر سر ستمكاران تاريخ تبديل كرده است.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى، امام امت در اولين فرصت روزى را براى نجات قدس از چنگال صيهونيست هاى جنايتكار، به عنوان روز قدس تعيين نمودند و پيامى كه به همين مناسبت صادر نمودند، فرمودند:

خلاصه‌اي از پيام امام (ره)

                                                                                بسم الله الرحمن الرحيم
روز قدس، جهانى است، و روزى نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است، روز مقابله ملتهائى است كه در زير فشار ظلم آمريكا و غير آمريكا بودند، روزى است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند، در مقابل مستكبرين، و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند، روزى است كه بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد، متعهدين امروز را روز قدس مى‏دانند و عمل مى‏كنند به آنچه كه بايد بكنند، و منافقين و آنهائى كه با ابرقدرتها در زير پرده آشنائى دارند، و با اسرائيل دوستى دارند در اين روز بى تفاوت نيستند، و يا ملتها را نمى‏گذارند كه تظاهرات كنند.
روز قدس، روزى است كه بايد سرنوشت ملتهاى مستضعف معلوم شود بايد ملتهاى مستضعف در مقابل مستكبرين اعلان وجود بكنند، بايد همانطور كه ايران قيام كرد، و دماغ مستكبرين را به خاك ماليد، و خواهد ماليد، تمام ملتها قيام كنند، و اين جرثومه‏هاى فساد را به زباله‏دانها بريزند.
روز قدس، روزى است كه بايد همت كنند و همت كنيم كه قدس را نجات بدهيم، روز قدس روزى است، كه بايد به اين روشنفكرانى، كه در زير پرده با آمريكا و عمال آمريكا روابط دارند هشدار داد، هشدار به اينكه اگر از فضولى دست‏بر ندارند سركوب خواهند شد.
روز قدس فقط روز فلسطين نيست، روز اسلام است، و روز حكومت اسلامى است. (20)
سخنرانى امام خمينى ره در روز قدس با محتواى و ابعاد وسيعى كه دارد، اهم نكاتش بر تجمع و اتحاد مسلمين براى سركوبى دشمنان اسلام تكيه شده، و اگر مسلمانان نيرومند جهان يد واحده شوند و اختلاف عقيده و اختلاف مذهب را كنار بگذارند، و براى دفاع از حريم اسلام، و قرآن، و كعبه، كه مشترك بين همه اقشار مسلمين عالم است‏بكوشند، هرگز اجازه تجاوز كفار و منافقين را به حريم اسلام و مقدسات آن نخواهند داد، تا جائى كه چند ميليون صهيونيست قبله اول مسلمين (بيت المقدس) را اشغال نموده، و در بين مسلمين تفرقه و جدائى بيندازند، و اينها هستند كه شيعه را از سنى، و سنى را از شيعه جدا مى‏نمايند، وحدت مسلمين را به هم مى‏زنند، تا كمر مسلمين را بشكنند، و از تفرقه آنان بهره‏هاى خود را ببرند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت 17:56  توسط خالوعباس  | 
آیت الله جوادی آملی
ليالي قدر براي ما تعيين كننده است. صرف آمرزش گناهان مرده‌ها مطرح نيست. اينها يكي از زواياي فرعي ليله قدر است. شرح صدر طلب كردن، ظهور ولي عصر را مسئلت كردن، گسترش فرهنگ اسلامي را خواستن، وفاق ملي را مطرح كردن، كينه‌ها را از دل زدودن و صدها معارف و معالي ديگر در صدر خواسته‌هاي ماست؛ آمرزش گناهان هم جزء خواسته‌هاي ماست. ولي عمده آن است كه گناه رخت بربندد، نه گناه بيايد و آمرزيده شود! عمده آن است كه از خدا بخواهيم كه اهل معصيت نباشيم.

رهايي از «ليلة‌ القبر» براي رسيدن به «ليلة‌ القدر»

از خدا بخواهيم كه آن توفيق را، آن معرفت را، آن محبت را به ما عطا كند كه ما هم ليله قدر بشويم. آنها كه ليله قدر شدند، اسوه مايند. اگر درباره فاطمه زهرا (س) آمده است كه او ليله قدر است، اين سخن از سنخ تمثيل است و نه تعيين. يعني 41انسان كامل هر كدام ليله قدرند. و اگر آنها ليله قدرند، شاگردان آنها مي‌توانند در حوزه ايماني خود ليله قدر بشوند. تو ليلة‌ القدري، بدان؛ در صورتي كه از ليلة‌ القبري بيرون بيايي! همه بزرگان به ما گفتند: اگر از ليلة‌ القبري به درآمدي، ليلة‌ القدر مي‌شوي! اينكه در درونش گورستان فتنه هاست، گورستان غيبت هاست، گورستان آمال و آرزوهاست، شكمش هم گورستان حرام هاست؛ اين «ليلة‌ القبر» است، نه ليلة‌ القدر!

اگر از ليلة‌ القبري به درآمد، «ليلة‌ القدر» مي‌شود؛ آنگاه خير من الف شهر(1) مي‌شود، يك نفر بيش از هزار نفر مي‌شود، آنگاه كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله(2) خواهد شد. يك شب اگر بر هزار ماه فضيلت دارد، يك انسان هم بر هزار گروه فضيلت دارد. در صورتي كه از ليلة‌ القبري به دربيايد، ليلة‌ القدر بشود. اينها نظير اسماء الله نيست كه توقيفي باشد! اگر به ما گفتند: فاطمه زهرا(س) ليله قدر است، يعني اي زنان عالم! شما هم مي‌توانيد در حوزه ايماني خود به دنبال مولاه و سيده خود، ليلة‌ القدر بشويد. و اگر كسي قرآن در جان او جلوه كرد، او همين ليلة‌ القدر را در حوزه ايماني خود خواهد داشت.

محفوظ بودن قلب مالامال از معارف قرآن از آفات نسيان و عذاب الهي

مرحوم امين الاسلام طبرسي در ذيل اين آيه كه خداي سبحان برخي را در دوران سالمندي به نسيان مبتلا مي‌كند، منكم من يرد الي ارذل العمر لكيلا يعلم من بعد علم شيئا (3)؛ اين حديث نوراني را نقل كرد: الا قلبا قد راي القرآن. مگر قلبي كه ظرف قرآن باشد، در دوران پيري به نسيان مبتلا نمي‌شود و خدا چنين قلبي را هم عذاب نمي‌كند بنابراين آمرزش گناهان يكي از فوائد جزئي اين ادعيه است. عمده، گسترش اسلام است و ظهور ولي ماست، عمده رفع نفاق و حضور و حصول نفاق است و صدها خير و بركت و مانند آن.

شفافيت جريان «شب قدر» در اسلام

به قدري ليله قدر در اسلام روشن بود كه مانند صاحب اصلي اش يعني ذات اقدس اله ضمير بدون مرجع آمده. يك وقت شما مي‌خوانيد: قل هو؛ اين هو بدون اينكه مرجع قبلاً گفته بشود ذكر شده است. سرش آن است كه لازم نيست اول اسم خدا را ببرند، بعد بگويند (او)! همين كه گفتند (او)، معلوم است كيست. خدا معروف هر كسي است، محبوب هر كس است. در جريان ليله قدر و قرآن آنقدر قرآن مشخص شده بود كه بدون اينكه مرجع ذكر بشود، ضمير به قرآن برگشت. فرمود: انا انزلناه في ليلة‌ القدر(4). اين اولين آيه آن سوره است بعد از (بسم الله). قبلاً سخن از قرآن نبود، قبلاً سخن از وحي نبود؛ اما در اولين آيه سوره قدر مي‌خوانيم: انا انزلناه في ليلة‌ القدر. معلوم است كه ضمير به وحي و قرآن برمي گردد! اين ليله قدر آنقدر شهرت پيدا كرد كه شد ظرف قرآن كريم. و چون قرآن كريم محبوب و معروف همه بود؛ لازم نبود قبلاً نامي از آن برده شود تا ضمير به آن برگردد.

سلام دائمي ملائكه در طول شب قدر بر همه مؤمنان روزه‌دار

(قدر) هم به معناي شرف و فضيلت است و هم به معناي تدبير امور. شرف و فضيلت در اين است كه فرشتگان، مرتب به صائمين و صائمات سلام عرض مي‌كنند. از اول شب تا مطلع الفجر ملائكه مي‌آيند، سلام مي‌كنند. اين سلام ملائكه را اگر كسي بشنود، معلوم مي‌شود ليله قدر را درك كرده است. گفتند: آيا براي شب قدر علامتي هست؛ گفتند: آري، هواي لطيف و ملايمي دارد. گاهي انسان احساس مي‌كند يك نسيمي دارد مي‌وزد، نسيم بهاره. خواه تابستان باشد، خواه پاييز و زمستان؛ آن نسيم ملايم بهاري را در شب قدر احساس مي‌كند، مي‌گويند: اينها همه نفحه رحماني ليله قدر است، اينها اثر سلام ملائكه است.

اين سلام كردن تنها مخصوص وجود مبارك ولي عصر نيست. آنچه مخصوص آن حضرت است، آن است كه حقائق و مقدرات را به حضور آن حضرت تقديم مي‌كنند. اما فرشتگاني كه نازل مي‌شوند، به هر مؤمن روزه دار سلام مي‌كنند. اگر سلام مي‌كنند، براي آن است كه يا سلام خدا را مي‌رسانند، يا سلام ملائكه حامل عرش را مي‌رسانند، يا سلام خود را ابلاغ مي‌كنند. در سوره مباركه احزاب فرمود: هو الذي يصلي عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمات الي النور (5) خداي سبحان همانطوري كه نسبت به رسولش تصليه و سلام دارد، نسبت به مؤمنين و مؤمنات هم تسليم دارد. فرمود: هو الذي يصلي عليكم و ملائكته. خدا بر شما صلوات مي‌فرستد، ملائكه خدا هم بر شما صلوات مي‌فرستند تا شما را از ظلمت به درآورند و نوراني كنند.

پس چه كمالي برتر از آن است كه انسان خود را به جايي برساند كه خدا به او سلام بفرستد، ملائكه خدا به او سلام بفرستد! شب قدر به ما اين قدر و شرف را خواهد داد كه مخاطبان سلام و صلوات خدا و حمله عرش و خدا و ملائكه الهي باشيم؛ تا كدام مرتبه، نصيب مخاطب بشود، چه سلامي، او را دريافت بكند ! پس قدر، هم به معناي شرف و فضيلت است، هم به معناي تقدير امور. هم ما مقدرات جوامع انساني، اسلامي و شيعي را از خداي سبحان مسئلت كنيم، هم شرف و منزلت مان را در اين شب از ذات اقدس اله درخواست كنيم كه ما را با آبرومندي در دنيا و آخرت اداره كند و به غير خود واگذار نكند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 9:10  توسط خالوعباس  | 
همزمان باششمين روزازهفته دولت ،باحضورمهندس رجا معاون عمراني استانداري فارس مهندس اميري مديركل را وترابري لارستان صادقي فرماندارشهرستان مهر وجمعي ازمسئولين ،پل ورودي اسيرافتتاح شد

اين پل به طول۶۱ متروعرض ۲۰متربرروي رودخانه خشك اسير ازمحل اعتبارات استانداري فارس احداث گرديده است

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 شهریور1388ساعت 13:2  توسط خالوعباس  | 
خبرگزاری مهر :روزه از ابعاد مادی و معنوی، جسمی و روحی بوده و دارای فواید بسیاری است. روزه جسم و روح را پالایش می‌کند، اگر در روزه‌‌داری به تمامی جهات توجه کنیم در پایان ایام روزه‌داری، روح و جسمی تزکیه شده خواهیم داشت، پیامبر و اهل بیت در مورد روزه توصیه‌ها و حکمتهای بسیاری دارند.

پیامبر اکرم (ص) و روزه

پیامبر خدا فرمود : صوموا تصحوا . روزه بگیرید تا صحت و سلامتی خویش را تضمین کنید .

حضرت رسول در روایت دیگری می فرماید : لکل شیء زکاة و زکاة الابدان الصیام . برای هر چیزی زکاتی است و زکات بدنها روزه است.

و نیز ایشان در جایی دیگر می فرماید : المعدة بیت کل داء ، والحمئة رأس کل دواء. معده مرکز و خانه هر دردی است و پرهیز و اجتناب ( از غذاهای نامناسب و زیاد خوردن ) اساس و رأس هر داروی شفا بخش است.

حضرت علی (ع) و روزه

امام در قسمتی از یکی از خطبه ها می فرماید : و مجاهدة الصیام فی الایام المفروضات ، تسکینا لاطرافهم و تخشیعا لابصارهم ، و تذلیلا لنفوسهم و تخفیفا لقلوبهم ، و اذهابا للخیلاء عنهم و لما فی ذلک من تعفیر عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق کرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحوق البطون بالمتون من الصیام تذللا.

با روزه گرفتن های دشوار ، در روزهایی که واجب است ، اندامها با این کار آرام می گیرد و دیده ها خاشع و جانها خوار می گردد و دلها سبک می شود و خودبینی از ایشان به وسیله این عبادتها زدوده می گردد. و با گزاردن چهره های شاداب با تواضع بر خاک و با نهادن مواضع سجده بر زمین خود را در مقابل خدا خرد می نمایند و اینکه با روزه داری شکمها به پشت می رسند.

روزه؛ آزمایش اخلاص

حضرت علی (ع) در جای دیگری می فرماید: والصیام ابتلاء لاخلاص الخلق. روزه برای آزمایش نمودن اخلاص مردم است.

روزه سپر در مقابل عذاب الهی

حضرت در قسمتی دیگر از نهج البلاغه می فرماید : صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب. در این بحث امام یکی از دلایل وجوب روزه ماه رمضان را ، سپر و مانع در مقابل عقاب الهی دانسته اند. یعنی روزه موجب غفران و آمرزش گناهان است.

امام رضا (ع) و روزه

وقتی از حضرت درباره فلسفه روزه می پرسند ، می فرماید : همانا مردم مأمور به روزه گرفتن شدند تا درد و ناگواری های گرسنگی و تشنگی را دریابند و آنگاه استدلال کنند بر سختی های گرسنگی و تشنگی و فقر آخرت که پیامبر اکرم در خطبه شعبانیه فرمود " واذکروا بجوعکم و عطشکم جوع یوم القیمة و عطشة" . به وسیله گرسنگی و تشنگی از روزه داریتان ، گرسنگی ها و تشنگی های روز قیامت را به یاد آورید ، که این یادآوری انسان را به فکر تدارک برای قیامت می اندازد تا جد و جهد بیشتری در کسب رضای خدا بنماید .

امام رضا (ع) در جایی دیگر درباره فلسفه روزه این چنین می فرماید : علت روزه برای درک درد گرسنگی و تشنگی است تا بنده ، ذلیل ، متضرع و صابر باشد . همچنین در روزه شکستگی شهوات وجود دارد
 
منبع :سایت تابناک
+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 9:20  توسط خالوعباس  | 
ای کسانی که ایمان آورده اید! روزه بر شما نوشته (واجب) شده است، آن گونه که بر کسانی که پیش از شما بودند، نوشته شده بود. باشد که پروا کنید! ». آیه 183 سوره مبارکه بقره

خدایا!

بعد از نمازهای ماه مبارکت، تو را با ذکر صفات بلند مرتبگی، بزرگواری، آمرزندگی و مهربانیت صدا می زنم. (یا علی یا عظیم یا غفور یا رحیم)

بار دیگر بزرگیت را یاد می کنم (انت الرب العظیم) و می گویم هیچ مثل و مانندی نداری (الذی لیس کمثله شیء) یعنی با این اعتقاد، تو را می ستایم و پرستش و اطاعت می کنم و تنها تو را شایسته خدایی می دانم و هرگز شبیه و همتایی برایت قائل نیستم.

در اولین درنگ به خود می گویم آیا واقعا این گفتار از زبان دل است یا از زبان تن؟ و وای به حالم اگر دیگری را چون تو بدانم و در زندگی ام از آنانی که غیر رسول و اولی الامر تو باشند، اطاعت کنم.

و سپس شنوایی و بینایی ات به همه گفتار و کردار آدمیان و تمام حرکات و حوادث عوالم را اعلام می کنم (و هو السمیع البصیر) و با این سخن، این اعتقاد را بر زبان می آورم که هیچ حرف و عمل و نیت از کوچکترین تا بزرگترین و از نهانی ترین تا آشکارترین آنها از محضر مقدست نادیده و ناشنیده نمی ماند.

و می رسم به ماهی که در آن قرارم دادی؛ آن را ماهی می دانم که نسبت به سایر ماههایت دارای ویژگیهای خاصی است یعنی اشاره می کنم به بزرگی و کرامت و شرافت و برتری اش بر آنها (و هذا شهر عظمته و کرمته و شرفته و فضلته علی الشهور) همان ماهی که روزه اش را بر من واجب کردی (و هو الشهر الذی فرضت صیامه علی) و نامش رمضان است. (و هو شهر رمضان)

پروردگارا!

در برتری این ماه همان بس که رسولت ـ که بر او و آلش درود باد ـ فرمود: «اگر بندگان می دانستند که در رمضان چه (برکاتی) است، آرزو می کردند که رمضان، یک سال باشد.» و یا فرمود: «ماه رمضان پیش شما مثل ماههای دیگر نباشد؛ چرا که نزد خداوند، احترام و بر سایر ماهها برتری دارد. در ماه رمضان ، روز روزه داری شما مثل روز خودتان نباشد! (ادب و حرمت این ماه را نگه دارید).»

درنگی دیگر؛ به آن عملم فکر می کنم که وقتی می گویند چگونه ای؟ می گویم روزه ام. اما چه روزه ای؟! آیا همان گونه است که می خواهی و آنگونه که باید باشم و روزه ات را نه فقط برای خالی بودن شکم بلکه برای تقوا و تقرب بر من واجب کردی همانطور که بر گذشتگانم نوشته بودی. و باز وای بر من اگر توشه آخرتم از ایمان و عمل صالح خالی باشد.

و به راستی رمضان چیست؟ سوالی است که در ادامه از ارتباط آن با کلام نورانی ات (قرآن) برایم می گویی؛ و آن این است: ماهی که در آن قرآن را نازل فرمودی (الذی انزلت فیه القرآن) و این نزول از باب راهنمایی مردمان و روشن کردن راه هدایت و موجب جدا کردن حق از باطل است. (هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان)

چنانکه امام صادق(ع) فرمود: « خداوندا! این ماه مبارک که قرآن را در آن فرو فرستاده ای و آن را مایه هدایت مردم و نشانه هایی روشن از هدایت و فرقان قرار داده ای، فرا رسید. پس ، ما را در این ماه، سالم بدار و نیز آن را برای ما سالم بدار و آن را با آسانی و تن درستی از سوی خودت، از ما دریافت کن. ای که اندک را می گیری و پاداش بسیار می دهی! اندک را از من بپذیر!

خداوندا! از تو می خواهم که به سوی هر نیکی، راهی و در برابر هر آنچه دوست نداری، باز دارنده ای برایم قرار دهی! ای مهربان ترین مهربانان؛ ای که از من و از گناهانی که در نهان انجام داده ام، چشم پوشیدی؛ ای آن که مرا به خاطر نافرمانی ها مواخذه ننمودی! ببخشای، ببخشای، ببخشای، ای بزرگوار!

خدایا! پندم دادی، پند نگرفتم! از گناهانت بازم داشتی، دست برنداشتم! چه عذری دارم؟! پس بر من ببخشای، ای بزرگوار! ببخشای، ببخشای!

... خداوندا! مرا به نیکوترین ماندن، باقی بدار و به بهترین فنا، فانی ساز: بر دوستی با دوستانت و دشمنی با دشمنانت و شوق به درگاهت و هراس از عظمتت و خشوع و وفا و تسلیم نسبت به خودت و باور به کتابت و پیروی از سنت فرستاده ات.
... درود خدا بر محمد و خاندان او، درودی پیوسته و بی شمار، درودی که ارزش آن را کسی جز تو نداند ، ای مهربان ترین مهربانان!»

باز درنگ؛ لحظه ای فکر می کنم که چه مقدار از این راهنمایی و روشنایی و فرقان بهره گرفتم؟! و البته اگر نخواهم بگویم هیچ، پس باید بگویم بسیار اندک.

ادامه می دهم و بهترین شبی را یاد می کنم که در رمضان قرارش دادی. (و جعلت فیه لیلة القدر) و آن را به تنهایی بر هزار ماه برتری دادی. (و جعلتها خیرا من الف شهر)

لحظه ای درنگ؛ و این بار می گویم آیا قدر را قدر می دانم؟ ناگزیرم چندباره بر خود واویلا گویم.

بارالها!

سپس از چیزی می گویم که منت گویند؛ آن را بر همه داری و کسی بر تو ندارد. (فیاذ المن و لا یمن علیک)
کمی آرام می شوم وقتی خواسته ام را از وجود منان تو می گویم و از تو می خواهم بر من منت بگذاری و مرا از آتش دوزخت نجاتم دهی. (من علی بفکاک رقبتی من النار)

باز درنگی می کنم در آنچه مرا به آتش می برد و آن حرامهاست که وقتی امام علی(ع) از رسول خدا(ص) پرسید: ای رسول خدا! بهترین عمل در این ماه چیست؟ شنید: «ای ابا الحسن! بهترین عمل در این ماه خویشتنداری از حرامهای خدای عزوجل است.»

و آن آرامش با یاد نار و عذاب در حال خاتمه بود، اما این ناآرامی نیز کمی بعد به پایان رسید آنجا که به لحظه خواستن از تو رسیدم چون گفته بودم که سمیع و بصیری.می خواهم از میان کسانی که بر آنها منت گذاشتی من را از آتش به گلستان و بهشتت وارد کنی (فیمن تمن علیه و ادخلنی الجنه)

و آخرین درنگ؛ آری! پیامبرت(ص) فرمود: «چون هلال ماه رمضان پدید آمد، درهای دوزخ بسته گردد و درهای بهشت گشوده شود و شیاطین به زنجیر کشیده شوند.»

***
و این آرامش به امید رحمتت که مهربانترین مهربانانی، ماندگار می شود. برحمتک یا ارحم الراحمین

طاعات قبول. التماس دعا.                                   منبع سایت تابناک
+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 9:19  توسط خالوعباس  | 
 
يك متخصص تغذيه گفت: مصرف نكردن وعده سحري باعث از بين رفتن اثرات مفيد روزه مي‌شود.

علي شمس نورايي در گفت‌و‌گو با فارس، افزود: حذف وعده سحري براي سلامت افراد ضرر دارد و با توجه به طولاني بودن زمان روزه‌داري در فصل تابستان، به همه روزه‌داران توصيه مي‌شود كه حتماً سحري را در برنامه غذايي خود داشته باشند.

وي گفت: با توجه به طولاني بودن زمان روزه‌داري در فصل تابستان كه حدود 14تا 15 ساعت مصرف غذاي مقوي و نوشيدن مايعات در وعده غذايي سحري مي‌تواند انرژي مورد نياز براي فعاليت روزانه روزه‌داران را تأمين كرده و عوارض ناشي از كمبود مواد غذايي و مايعات را در بدن كاهش دهد.

اين متخصص تغذيه افزود: توصيه مي‌شود در برنامه سحري روزه‌داران از يك برنامه غذايي كامل و مناسب كه حاوي پروتئين كافي، كربوهيدرات و چربي متناسب باشد استفاده كند يعني برنامه غذايي سحر بهتر است شبيه يك وعده غذايي ناهار باشد.
 
منبع :سایت تابناک

شمس نورايي اضافه كرد: بهتر است در وعده غذايي سحر از خوردن غذاها چرب و خشك مانند كوكوسبزي و كوكوسيب‌زميني، كتلت، گوشت‌هاي سرخ شده، ماهي سرخ شده، فست فودها، كالباس، سويس، غذاهاي ادويه‌دار و انواع سس‌ها پرهيز شود كه اين غذاها باعث عطش زياد، احساس ترش كردن و سوزش معده در طول روز مي‌شوند.

وي گفت: بهترين برنامه غذايي در وعده سحر غذاهاي آب پز و بخارپز، برنج و خورشت‌هاي كم چرب است كه روزه داران لازم است در سحر مايعات مثل آب، چاي و آب ميوه مصرف كنند.

اين متخصص تغذيه اضافه كرد: نخوردن سحري ممكن است اثرات مفيد روزه را از بين ببرد چون باعث تأمين نشدن نيازهاي تغذيه‌اي ضروري روزه‌دار مي‌شود و در نتيجه بدن او به سوخت ناقص چربي‌ها متوسل مي‌شود و سوخت ناقص چربي‌ها در بدن تركيبات كتوني را به وجود مي آورد كه نتيجه آن بوي بد دهان روزه‌دار است.

شمس نورايي افزود: عوارض ديگر مصرف نكردن سحري سردردها و دردهاي عضلاني و بي حالي مفرط است كه حذف برنامه سحري باعث افت قند خون و كاهش يادگيري بي حوصلگي و خستگي مي‌شود حتماً توصيه مي‌شود براي خوردن سحري بيدار شوند.

*پر خوري در زمان افطار باعث بي حالي مي‌شود

وي گفت: پرخوري در زمان افطار سيستم پاراسمپاتيك تحريك كرده و منجر به بي حالي شديد و حتي غش مي‌شود و فاصله افطار تا سحر بهترين زمان براي مصرف مايعات مثل آب، چاي، آب ميوه‌هاي طبيعي، ميوه و تنقلات سالم مثل بادام، پسته و گردو است.

اين متخصص تغذيه افزود: خوردن زولبيا، باميه و ساير شيريني‌ها فايده‌اي جز چاقي، اضافه وزن و ابتلا به افزايش بي‌رويه قند و چربي‌هاي خون ندارد و توصيه مي‌شود از مصرف بي رويه اين شيريني‌ها در برنامه افطاري و پس از افطار پرهيز شود.
+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 9:17  توسط خالوعباس  | 
آنچه را كه هزاران سال است بشر در آرزويش نشسته، هزاران هزار دل در انتظارش لحظه شماري كرده، پدران به فرزندان نويدش را داده‌اند، مادران قصه اش را بر كودكان خوانده‌اند و گلهاي گريبان دريده باغ در غيرتش، شمع‌ها بسي اشك‌ها در فراقش ريختند و بلبلان غزل‌ها به وصفش سرودند و پروانگان در آتش هجرانش به خاكستر نشستند و عاشقان آستين به خون ديده شستند هر نامه را كه مي‌گشودند سخن از او مي‌گفت و هر كه مي‌رسيد سراغ از او مي‌جست، پيام آوري نبود كه مژده وصلش را نمي‌داد و در كنار راهش به انتظارش نمي‌نشست، آدم به عشقش ترك جنان كرد و نوح از هجرش دل به طوفان سپرد، از سوز جدائيش خليل تن به آتش داد و طره‌اي از زلفش هوش از سر موسي برد.

نفخه‌اي از دمش شور عشق به قلب عيسي افكند و بي‌تاب ظهورش نمود. آري همه جا و هميشه سخن از او بوده، شيعه به انتظارش گريبان دريده و عيسوي چشم به راهش دوخته، كليمي نيز به آمدنش لحظه شمرده است، همه و همه مي‌گويند خواهد آمد آنكه جهان را مالامال از عدل مي‌كند و خواهد آمد آنكه صلح به ارمغان مي‌آورد؛ صلحي فراگير از قله‌ها تا قعر درياها؛ كران تا كران را پر خواهد كرد، صحرا و دشت به عطرش رشك فردوس مي‌شوند و شور در دل ابرها مي‌افكند و زمين مستانه آنچه دارد بر طبق اخلاص مي‌ريزد.

صلحي كه از گل‌ها به دل‌ها نفوذ مي‌كند، صلحي كه دل سنگ‌ها را نرم كرده، سنگدلان را ذوب مي‌كند، اينها همه اميد و آمال بشر بوده و هست، اينها همه وعده‌اي است كه پبامبران گذشته داده‌اند، و اينها نويدهاي جانبخش اماماني است كه انسان‌ها را به آينده‌اي زيبا اميد مي‌بخشند. بشنويد از حضرت امير المومنين (عليه السلام) كه از آن دوران چگونه ياد مي‌كنند: آنگاه كه قائم ما قيام مي‌كند آسمان قطره‌هايش را نازل مي‌كند و زمين گياهانش را بيرون مي‌ريزد.

اين سخن اشاره به آن دارد كه قبل از قيام آن بزرگوار آسمان از بارش قطراتش دريغ مي‌كند و زمين از بيرون ريختن بركاتش بخل مي‌ورزد و اگر چه نزول بركات از آسمان و زمين به خاطر قدوم مسعود آن ولي الله الأعظم است الا اينكه مردم نيز دست از كردار سابق خود برمي دارند و فرامين حضرت را به جان قبول مي‌كنند، در نتيجه صلح و آرامش روي زمين سايه مي‌افكند، و او نيز بركاتش را از مردم دريغ نمي‌كند و آسمان نيز رحمتش را نازل مي‌نمايد، و رواياتي بر اين مضمون هست كه گناه و معصيت موجب حبس بركات مي‌گردد.

حضرت امير المومنين (عليه السلام) در دعاي كميل به اين مهم اشاره مي‌فرمايند و باب رحمت الهي را پيش روي بندگان گنهكار مي‌گشايند و راه و رسم توبه را اينگونه تعليم مي‌كنند:پروردگارا ؛ ببخش بر من گناهاني كه عذاب را نازل مي‌كند، پروردگارا ؛ ببخش بر من گناهاني كه نعمتها را تغيير مي‌دهد، پروردگارا؛ ببخش بر من گناهاني كه دعا را حبس مي‌كند، پروردگارا؛ ببخش بر من گناهاني كه بلا را نازل مي‌كند.

پس بعضي گناهان موجب نزول بلا و عذاب، و بعضي موجب از بين رفتن نعمت‌هاي الهي و حبس دعاها مي‌گردند، در نهايت آن زماني كه تمام زمين از انواع گناه مالامال شده؛ هر گناهي اثر خود را مي‌گذارد و به همين جهت زمين از خارج نمودن بركت خود امتناع مي‌ورزد و آسمان نيز از بارش رحمتش دريغ مي‌كند، اما وقتي كه زمين از لوث گناهان پاك گرديد و گناهكاران اصلاح شدند و آنچه مانع بركات بوده برداشته شد؛ زمين و آسمان رحمت خود را نازل مي‌كند و گوئي دوران صلح زمين با زمينيان فرا مي‌رسد.

منبع: تبيان
+ نوشته شده در  شنبه 17 مرداد1388ساعت 7:56  توسط خالوعباس  | 
همهمه ای برپاست، دلها درآشوبند، دست ها رو به آسمان و چشم ها بارانی انتظار در سالروز میلادش. انتظاری به زلالی آب، آب چشمه، چشمه ای جوشان که با هر جمله ندبه همراه می شود و همراز.

میلادی از جنس سلام و صلوات، از جنس نور، گویا خورشید متولد می شود، خورشیدی در پشت ابر، خور شیدی منتظر.

زمین و آسمان چلچراغان، عالم مکنونات آراسته و دل ها آینه بندان شده است به یمن آمدنش.

امید زنده است و هویدا، در چشم ها، در قطره اشک مادر شهید، در دست ها، در دست رو به آسمان پدر شهید، در دلها، در دل بند زده فرزند شهید.

آری امید زنده است و هویدا، امید زنده است و جاری در دلها. اگر جز این بود نمی خواندیمش در "این الحسن و این الحسین"، صدایش نمی زدیم در "این بقیه الله " و "این الطالب بدم المقتول بکربلا" و فریادش نمی زد یم که "لیت شعری این استقرت بک النوی ".

آری امید زنده است، ما را صبر باید، شاید این جمعه بیاید، شاید.
+ نوشته شده در  شنبه 17 مرداد1388ساعت 7:50  توسط خالوعباس  | 
تو مي آيي
از سمت مشرق حقيقت،
و هر چه صبح كاذب است
از هرم نفس هايت خجل مي شوند.

تمام شب مي گريزد.
غبار هاي دروغ و نيرنگ
بر زمين مي افتند؛
و ذهن تمام غزل ها
پر مي شود از نرگس و سبزه.

فصل ها
براي ديدن محراب چشم هاي تو
قيام مي كنند.

شب،
با صد پياله نياز و راز
در صف ديدار كنندگان تو.

تو می آیی
و تمام پرسش ها، هورا مي كشند!
و ماه،
آن سو تر
در نوبت سلام به تو مي ايستد

شعراز:وحیدخلیلی اردلی

+ نوشته شده در  شنبه 17 مرداد1388ساعت 7:49  توسط خالوعباس  | 
هفته اول:
پنجشنبه 15 مرداد:
مس كرمان ـ پرسپوليس

جمعه 16 مرداد:
استقلال ـ سپاهان
مقاومت سپاسي- پيكان قزوين
ابومسلم - استقلال اهواز
فولاد خوزستان- راه‌آهن
استيل آذين- پاس همدان
ملوان بندرانزلي- شاهين بوشهر (پارس جنوبي)
تراكتورسازي تبريز- صباي قم
سايپا - ذوب‌آهن

هفته دوم:
استقلال تهران- مقاومت سپاسي
مس كرمان- سپاهان اصفهان
استقلال اهواز- پرسپوليس
پيكان قزوين- فولاد خوزستان
پاس همدان- ابومسلم
راه‌آهن- ملوان انزلي
صباي قم- استيل آذين
شاهين بوشهر- سايپا
ذوب‌آهن اصفهان- تراكتورسازي تبريز

هفته سوم
سپاهان اصفهان- مقاومت سپاسي
پرسپوليس - پاس همدان
ملوان انزلي- پيكان قزوين
ابومسلم- صباي قم
سايپا- راه‌آهن
استيل آذين- ذوب‌آهن
تراكتورسازي تبريز- شاهين بوشهر
فولاد خوزستان- استقلال تهران
مس كرمان - استقلال اهواز

هفته چهارم
استقلال اهواز- سپاهان اصفهان
صباي قم- پرسپوليس
پيكان قزوين- سايپا
ذوب‌آهن اصفهان- ابومسلم
راه‌آهن - تراكتورسازي تبريز
شاهين بوشهر- استيل آذين
استقلال تهران- ملوان انزلي
پاس همدان- مس كرمان
مقاومت سپاسي- فولاد خوزستان

هفته پنجم
سپاهان اصفهان- فولاد خوزستان
پرسپوليس - ذوب‌آهن اصفهان
تراكتورسازي تبريز- پيكان قزوين
ابومسلم - شاهين بوشهر
استيل آذين- راه‌آهن
سايپا- استقلال تهران
مس كرمان- صباي قم
ملوان انزلي- مقاومت سپاسي
استقلال اهواز- پاس همدان

هفته ششم
پاس همدان- سپاهان اصفهان
شاهين بوشهر- پرسپوليس
پيكان قزوين- استيل آذين
راه‌آهن- ابومسلم
استقلال تهران- تراكتورسازي تبريز
ذوب‌آهن اصفهان- مس كرمان
مقاومت سپاسي- سايپا
صباي قم- استقلال اهواز
فولاد خورستان- ملوان انزلي

هفته هفتم
سپاهان اصفهان- ملوان انزلي
پرسپوليس - راه‌آهن
ابومسلم - پيكان قزوين
استيل آذين- استقلال تهران
مس كرمان- شاهين بوشهر
تراكتورسازي تبريز- مقاومت سپاسي
استقلال اهواز- ذوب‌آهن اصفهان
سايپا - فولاد خوزستان
پاس همدان- صباي قم

هفته هشتم
صباي قم- سپاهان
پيكان قزوين- پرسپوليس
استقلال تهران- ابومسلم
راه‌آهن- مس كرمان
مقاومت سپاسي- استيل آذين
شاهين بوشهر- استقلال اهواز
فولاد خوزستان- تراكتورسازي تبريز
ذوب‌آهن اصفهان- پاس همدان
ملوان انزلي- سايپا

هفته نهم
سپاهان اصفهان- سايپا
پرسپوليس- استقلال تهران
مس كرمان- پيكان قزوين
ابومسلم - مقاومت سپاسي
استقلال اهواز- راه‌آهن
استيل آذين - فولاد خوزستان
پاس همدان- شاهين بوشهر
تراكتورسازي تبريز- ملوان انزلي
صباي قم- ذوب آهن اصفهان

هفته دهم
سپاهان اصفهان- ذوب‌آهن
مقاومت سپاسي- پرسپوليس
فولاد خوزستان- ابومسلم
راه‌آهن- پاس همدان
ملوان انزلي- استيل آذين
شاهين بوشهر- صباي قم
سايپا- تراكتورسازي
پيكان قزوين- استقلال اهواز
استقلال تهران - مس كرمان

هفته يازدهم
تراكتورسازي تبريز- سپاهان اصفهان
پرسپوليس- فولاد خوزستان
پاس همدان- پيكان قزوين
ابومسلم - ملوان انزلي
صباي قم- راه‌آهن
استيل آذين- سايپا
ذوب‌آهن اصفهان- شاهين بوشهر
استقلال اهواز- استقلال تهران
مس كرمان- مقاومت سپاسي

هفته دوازدهم
سپاهان اصفهان- شاهين بوشهر
ملوان انزلي- پرسپوليس
پيكان قزوين- صباي قم
سايپا- ابومسلم
راه‌آهن- ذوب‌آهن اصفهان
تراكتورسازي تبريز- استيل آذين
استقلال تهران- پاس همدان
فولاد خوزستان- مس كرمان
مقاومت سپاسي - استقلال اهواز

هفته سيزدهم
استيل‌آذين- سپاهان اصفهان
پرسپوليس - سايپا
ذوب‌أهن اصفهان- پيكان قزوين
ابومسلم - تراكتورسازي تبريز
شاهين بوشهر- راه‌آهن
صباي قم- استقلال تهران
مس كرمان- ملوان انزلي
پاس همدان- مقاومت سپاسي
استقلال اهواز- فولاد خوزستان

هفته چهاردهم
سپاهان اصفهان- راه‌آهن
تراكتورسازي تبريز- پرسپوليس
پيكان قزوين- شاهين بوشهر
استيل آذين - ابومسلم
استقلال تهران- ذوب‌آهن
سايپا - مس كرمان
مقاومت سپاسي- صباي قم
ملوان انزلي- استقلال اهواز
فولاد خوزستان- پاس همدان

هفته پانزدهم
ابومسلم - سپاهان اصفهان
پرسپوليس- استيل آذين
راه‌آهن- پيكان قزوين
شاهين بوشهر- استقلال تهران
مس كرمان- تراكتورسازي تبريز
ذوب‌آهن اصفهان- مقاومت سپاسي
استقلال اهواز- سايپا
صباي قم - فولاد خوزستان
پاس همدان- ملوان انزلي

هفته شانزدهم
سپاهان اصفهان- پيكان قزوين
ابومسلم - پرسپوليس
استقلال تهران- راه‌آهن
استيل آذين - مس كرمان
مقاومت سپاسي- شاهين بوشهر
تراكتورسازي تبريز- استقلال اهواز
فولاد خوزستان- ذوب‌آهن
سايپا- پاس همدان
ملوان انزلي- صباي قم

هفته هفدهم
پرسپوليس- سپاهان اصفهان
پيكان قزوين- استقلال تهران
مس كرمان- ابومسلم
راه‌آهن- مقاومت سپاسي
استقلال اهواز- استيل آذين
شاهين بوشهر- فولاد خوزستان
پاس همدان- تراكتورسازي تبريز
ذوب‌آهن اصفهان- ملوان انزلي
صباي قم- سايپا

به جز هفته اول، زمان برگزاري ساير ديدارها اعلام نشده است.
__________________
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 تیر1388ساعت 7:26  توسط خالوعباس  | 
 
 

از كعبه حق بانك جلى مى آید

آواى خوش لم یزلى مى آید

بشنو كه سروش وحى حق مى گوید 

آغوش گشائید که على(ع) مى آید

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 تیر1388ساعت 10:1  توسط خالوعباس  | 

 

میلاد فرخنده گوهر ولایت در صدف کعبه است.

مولودی که محبتش دلهای عاشقان فضیلت را روشن ساخته و مولایی که ولایتش

کیمیای دگرگون ساز دلها و زندگیهاست گنج "علی دوستی" عطیه ای الهی در قلوب شیعیان است.  

سیزده رجب تولد زمزم زلال عترت است.

تولدی که چشمه عبودیت را در جانهای خفته جوشان می کند

و نورش مشعل فروزان راه رسالت نبی اکرم (ص) است سیزده رجب آینه حق نما در طلیعه خط ولایت است .

عشق او آینه دل را صفا و جلا می دهد و ولای او مرز قبولی طاعات بندگان است .

نادعلیاً مظهر العجائب، تجده عونالـک فی النوائب،

کل هم و غم سینجلی، بعظمتـک یاالله، بنبوتـک یا محمد و بولایتـک یاعلی و یا علی و یا علی.

امروز زنده ام به ولای تو یا علی

ای محمد و ای علی، ای علی و ای محمد، زیر باران بلا و فتنه ها چنگ بر دامانتان زده ام

در میانه افسوس و دریغ خسته از همه راههای رفته و نرفته و گمشده در کوره راه زندگی، به درگاهتان آمده ام

یا علی، بر آستانه این آستان دست های خالی را به سویت به گدایی دراز کرده ام،

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی! نیستم اما تو در هستم بگیر

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 تیر1388ساعت 9:56  توسط خالوعباس  | 
شب گذشته بخشداری اسیر طمعه حریق شد.این آتش سوزی که ظاهراٌدرساغات پایانی شب اتفاق افتاده است به اتاق بخشدارواتاق بایگانی خسارات کلی واردکرده است .هنوزعلت این آتش سوزی مشخص نشده است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 8:48  توسط خالوعباس  | 

در دوران مبارزه با رژیم ستم شاهي و در زماني كه رهبري جامعه؛ مهمترین مساله نهضت اسلامي بود؛ رهبر معظم انقلاب چند سخنراني درباره تحلیل ‏زندگاني امام ششم(ع) ایراد كرد كه بعد از پیروزي انقلاب اسلامي؛ تحت عنوان «پیشواي صادق(ع‏» توسط انتشارات سید جمال منتشرگردید. تاریخ دقیق انجام سخنراني معلوم نیست ولیكن بین سالهاي‏45 تا50 شمسي بوده است. كتاب «پیشواي صادق(ع)‏» در بین سالهاي ‏58 تا 60 شمسي منتشر شده است. در هر حال؛ محتواي كتاب هرچند مختصر است؛ اما یكي از بهترین تحلیل‏هاي سیاسي ‏درباره عملكرد امام صادق(ع) شمرده مي‏شود. مباحث این اثر وزین؛ با رعایت امانت و براساس ترتیب و نظم كتاب به طور خلاصه عبارت ‏از چند نكته ذیل است:

1- دو قضاوت درباره امام صادق(ع) در بین مردم وجود دارد كه ‏هر دو محل تامل است. قضاوت اول حمایت ‏آمیز است: آن امام بزرگ؛ فرصتي طلایي براي تعلیم و تربیت ‏به دست آورد و چنان غرق در نشرعلم و دین شد كه نتوانست ‏به فریضه امر به معروف و نهي از منكر عمل كند و ناچار شد در مقابل حكام ظلم و جور به مدح و ستایش و تملق بپردازد! قضاوت دوم اعتراض‏آمیز است: او در زماني كه ظلم و جنایت از در و دیوار مي‏بارید، ره عافیت در پیش گرفت و از رسالت‏انساني یك رهبر غفلت ورزید و به درس و بحث دل خوش كرد! در حالي ‏كه شیعیانش گرفتار تعقیب و زندان و شكنجه و تبعید و قتل و غارت‏ بودند!

2- هیچ یك از آن دو قضاوت؛ پایه و مایه استوار و صحیحي ندارد. هردو قضاوت براساس چند روایت مجعول شكل گرفته است كه دقت درمحتواي آن؛ ساختگي بودن آن را آشكار مي‏سازد، زیرا ساحت رفیع ‏امامت ‏بسي پاك‏تر و والاتر از آن است كه آلوده به تملق و ستایش ‏بیجا؛ آن هم نسبت ‏به طاغوت‏ها و ستمگران گردد. علاوه برآن كه ‏برخي از این روایات، اساسا سند ندارد.

3- در برخي از روایات مذكور كه سندي براي آن ذكر شده، راوي‏ شخصي است ‏به نام ربیع حاجب. ربیع كیست؟ ربیع آجودان مخصوص ‏منصور خلیفه عباسي و به تعبیر آن روز حاجب او بود. او نزدیك ‏ترین و مورد اعتماد ترین شخص در دستگاه منصور بود و در سال‏153 هجري به مقام وزارت نیز رسید و تا آخر زندگي منصور (سال‏158 هجري) در پست وزارت باقي ماند. شگفت آور است كه عاقلي؛ سخن ‏نزدیك‏ترین یار خلیفه را درباره ذلت و تضرع دشمن خلیفه، بي‏هیچ ‏تحقیق و جستجویي بپذیرد!

4- قضاوت دوم (قضاوت اعتراض‏آمیز) سخني است ‏شبیه داوري‏هاي شرق‏ شناسان كه غالبا آلوده به غرض یا برخاسته از جهل و بي‏خبري است‏ و مبتني بر بینش مادي و الحادي، مانند قضاوت خاورشناس یهودي؛ فیلیپ حتي درباره صلح امام حسن(ع) و قضاوت خاورشناس ماركسیست؛ پطروشفسكي بعثت رسول اكرم(ص).

5- نظریه و داوري صحیح درباره امام صادق(ع) و سایر امامان‏علیهم السلام ، قضاوت سومي است كه با تحقیق درمنابع و مآخذ ودقت در آن به دست مي‏آید و آن این است: امامان شیعه، همانند خود پیامبر(ص) هدفي‏ جز این نداشتند كه نظام عادلانه اسلامي را با همان ‏ویژگي‏ها و اهدافي كه قرآن روشن كرده ایجاد كنند و یا استمراربخشند. زیرا امامت؛ تداوم نبوت است. براین اساس، برنامه عمومي‏ امامان علیهم السلام دو بخش اساسي و انفكاك ‏ناپذیر داشت:

الف) تبیین ایدئولوژي اسلام.

ب) تامین قدرت اجرایي و اجتماعي.

6- امامت از نظر تاریخي چهار دوره را پیمود:

الف) سكوت.

ب) قدرت.

ج) شهادت.

د) جهادي دیگر.

دوره اول از رحلت رسول اكرم(ص) شروع شد و با آغاز حكومت‏ امیرالمؤمنین(ع) پایان یافت.

دوره دوم؛ دوره حكومت امام علي(ع) و امام مجتبي(ع) است.

دوره ‏سوم عبارت از بیست ‏سال میانه صلح امام حسن(ع) (سال 41 هجري) و شهادت امام حسین(ع) (سال 61 هجري) است.

دوره چهارم؛ بعد ازشهادت سیدالشهداء(ع) تا دو قرن بعد و آغاز غیبت است.

7- امام امیرالمؤمنین علي(ع) در دوره اول كه بیست و پنج ‏سال‏ به طول انجامید، براي حفظ اسلام و جلوگیري از اختلاف، دست ‏به ‏قیام مسلحانه نزد و در برابر غاصبان حكومت ‏سكوت كرد و بلكه از روي كمال علاقه و دلسوزي نسبت‏ به اسلام و جامعه اسلامي؛ آنان را یاري كرد و در مسائل سیاسي، نظامي و غیره راهنمایي نمود؛ چنانچه این مطلب از نهج‏البلاغه و كتب تاریخ استفاده مي‏شود.

8- در دوره دوم؛ هرچند بسیار كوتاه بود. حدود پنج ‏سال اما یك حكومت صد در صد اسلامي ارائه و حاكم گردید و عدالت استقراریافت و ارزشهاي جاهلي رخت ‏بربست.

9- در دوره سوم، تلاش براي بازگرداندن قدرت به خاندان ‏پیامبر(ص) در فرصت مناسب، شروع شد و شیعه؛ عملا به كار نیمه ‏مخفي اهتمام ورزید.

10- دوره چهارم؛ ادامه دوره سوم و با همان روش و البته به‏ صورت برنامه دراز مدت بود. این دوره، هرچند پیروزي‏ها و شكست‏هایي درمراحل مختلف داشت اما در زمینه كار ایدئولوژیك، به ‏پیروزي قطعي رسید. براي آشنایي با زندگي امام صادق(ع) باید این‏ دوره را بیشتر بررسي كنیم.

11- در دوره چهارم؛ امامان شیعه علیهم السلام تلاشي مستمرداشتند تا با فعالیت ایدئولوژیك ومبارزه با تحریف، زمینه احیاي‏ حكومت اسلامي و حضور قرآن و سنت را در جامعه فراهم آورند و این‏ انقلابي بزرگ و اساسي بود، شبیه انقلابي كه رسول الله(ص) درجامعه جاهلي پدید آورد و شاید از آن هم مشكل‏تر؛ زیرا تجدید یك ‏انقلاب، گاه از ایجاد آن دشوارتر است.

12- در آغاز دوره چهارم، وضعیت‏ شیعه بنابر روایت امام صادق(ع) چنین بود: «ارتد الناس بعدالحسین(ع) الا ثلثه ابوخالد الكابلي ‏و یحیي بن ام الطویل و جبیربن معطم ثم ان الناس لحقوا و كثروا و كان یحیي بن ام الطویل یدخل مسجد رسول الله(ص) و یقول: كفرنابكم و بدا بیننا و بینكم العداوه و البغضاء.»

پس از شهادت امام حسین(ع) همه منحرف شدند جز سه نفر: ابوخالد كابلي، یحیي بن ام طویل و جبیربن معطم. بعدها دیگران ملحق شدند و شیعیان زیاد گردیدند. یحیي بن ام طویل به مسجد پیامبر(ص) درمدینه وارد مي‏شد و خطاب به مردم مي‏گفت: ما به شما كافریم و میان ما و شما خصومت و كینه است.

13- امام سجاد(ع) نمي‏توانست‏ به صراحت ‏خود را مستحق خلافت وحكومت اعلام كند. زیرا در آن صورت، خلیفه مقتدري چون عبدالملك ‏بن مروان آن حضرت را پیش از آنكه موفق به انجام رسالتش شود به‏ شهادت مي‏رساند و تشكیلات نوپاي شیعه ویران مي‏گردید.

14- البته درموارد نادري امام سجاد(ع) موضع حقیقي خود را در برابر حاكمان جور آشكار ساخت. اما آنچنان كه خود را رویاروي‏ آنان قرار دهد، بلكه تنها براي ثبت در تاریخ؛ مانند نامه‏اي كه‏امام(ع) براي یكي از رجال دیني وابسته به حكومت ‏بني امیه به ‏نام محمد بن شهاب زهري نوشته‏اند. نامه روشنگر امام زین‏العابدین(ع) در تحف العقول ذكر شده است.

15- امام سجاد(ع) مي‏فرمود: درهمه حجاز، دوستداران و علاقمندان‏ ما به بیست نفر نمي‏رسد. هرچند آن حضرت فعالیتي آرام و مخفي‏ داشت اما گاه گاه خود و یارانش مورد آزار و اذیت‏ حكومت وقت ‏قرار مي‏گرفتند و خود آن بزرگوار حداقل یك مرتبه با وضعي ‏تاثرانگیز و بسته به غل و زنجیر تحت نظر ماموران بسیار ازمدینه به شام برده شد و بارها مورد تعرض و شكنجه قرار گرفت وسرانجام در سال 95 هجري به وسیله ولید بن عبدالملك خلیفه اموي‏ به شهادت رسید.

16- امام باقر(ع) در مراسم حج‏ به حاجیان اشاره كرد و به یار رازدارش، فضیل بن یسار گفت: در جاهلیت نیز بدین گونه‏ مي‏گردیدند! فرمان آن است كه به سوي ما كوچ كنند و پیوستگي و دوستي خود را به ما بگویند و یاري خویش را برما عرضه كنند. قرآن ‏از قول ابراهیم(ع) مي‏گوید: (بارالها!) دلهایي از مردم را مشتاق ‏ایشان كن!

17- یكي از یاران نزدیك امام باقر(ع) به نام جابرجعفي به‏ دستور آن حضرت، كوفي بودن خود را كتمان مي‏كند و وانمود مي‏كند كه از مردم مدینه است و نیز به فرمان آن بزرگوار، خود را به ‏دیوانگي زد و حاكم كوفه كه این وضع را مشاهده كرد گفت: خدا را شكر كه از قتل او معافم ساخت!

18- امام باقر(ع) در برابر حاكم اموي (هشام بن عبدالملك) خطاب ‏به مردم كرد و فرمود: «ایهاالناس! این تذهبون؟ و این یرادبكم؟ بناهدي الله اولكم و بنا یختم آخركم، فان كان لكم ملك معجل فان‏ لنا ملكا موجلا و لیس بعد ملكنا ملك، لانا اهل العاقبه یقول الله ‏عزوجل و العاقبه للمتقین.‏»

به كجا مي‏روید؟ اي مردم! و چه سرانجامي براي شما درنظرگرفته‏اند؟ به وسیله ما بود كه خدا گذشتگان شما را هدایت كرد و به واسطه‏ ما است كه خدا مُهر پایان بركار شما مي‏زند. اگر شما را دولتي ‏مستعجل است، ما را دولتي پاینده خواهد بود و پس از دولت ما كسي ‏را دولتي نخواهد بود. چون ما اهل عاقبتیم كه خدا فرمود عاقبت ‏براي اهل تقواست.

19- ابوحمزه ثمالي گوید: از امام باقر(ع) شنیدم كه مي‏گفت: خدا براي این امر (تشكیل حكومت علوي) سال 70 را معین كرده بود. چون‏ حسین(ع) كشته شد خدا بر خاكیان خشم گرفت. پس آن را تا سال 140به تاخیر افكند... ما این موعد را براي شما (شیعیان) گفتیم وشما آن را افشا كردید. پس خدا دیگر موعدي را معین نكرد.

ابوحمزه این سخن را براي امام ‏صادق(ع) بیان كرد. آن حضرت فرمود: آري، این چنین بود.

20- امام باقر(ع) به فرزندش امام صادق(ع) دستور داد كه بعد ازشهادت؛ بخشي از دارائي آن حضرت (800 درهم) را در مدت ده سال، صرف عزاداري و گریستن بر ایشان در صحراي مني و در موسم حج ‏بنماید.

21- خطوط اصلي زندگي امام صادق(ع) چنین است:

1- تبلیغ و تبیین مساله امامت ‏شیعي.

2- بیان و تبلیغ احكام دین و تفسیر قرآن به روش اهل ‏بیت علیهم‏السلام .

3- ایجاد تشكیلات سیاسي ایدئولوژیك به صورت مخفي.

4- هدایت پنهاني جنبش‏هاي نظامي علویان.

5- فعالیت ‏سیاسي به صورت بیان توصیه‏ها، گفتارها ونگارش نامه‏ها و ذكر شعرهایي خاص.

22- آمیختگي سه مفهوم «رهبري سیاسي‏» و «آموزش دیني‏» و«تهذیب روحي‏» در امامت؛ ناشي از آن است كه اسلام در اصل؛ این ‏سه جنبه را از یكدیگر تفكیك نكرده و به عنوان برنامه‏اي چند بعدي بر انسان عرضه كرده است. ‏شیعه عقیده دارد كه‏ امام باید از جانب خدا تعیین شود.

23- كمیت؛ شاعر نامدار و بسیار هنرمند و یكي از معروف‏ترین ‏چهره‏هاي شیعي و شهید گرایشهاي تند علوي؛ در یكي از چندین قصیده ‏معروف خود در توصیف ائمه اهل ‏بیت علیهم السلام ، آنان را سیاستمداراني مي‏داند كه برخلاف حاكمان مسلط زمان، سرپرستي و زمامداري انسانها را با چوپاني گوسفندان و چارپایان، یكسان‏ نمي‏سازند.

24- سخن اصلي امام صادق(ع) مانند دیگر امامان شیعه، عبارت ازامامت ‏بود و براي ‏اثبات این واقعیت تاریخي، قاطع ترین مدرك، روایات فراواني است كه در آن؛ امام صادق(ع) ادعاي امامت را به‏ روشني و صراحت ‏بیان كرده است.

25- مردي از اهل كوفه به خراسان رفت ومردم را به ولایت جعفربن ‏محمد(ع) دعوت كرد. جمعي پاسخ مثبت گفتند و اطاعت كردند و گروهي ‏سرباز زدند و منكر شدند و فرقه‏اي احتیاط كردند و دست نگه ‏داشتند... یكي از احتیاط كنندگان به مدینه و ملاقات امام ‏صادق(ع) رفت. آن حضرت با لحني اعتراض‏آمیز فرمود: اگر تو اهل ‏ورع و احتیاط بودي چرا در فلان مكان كه فلان عمل هوس بازانه وشهواني را انجام مي‏دادي احتیاط نكردي؟!

26- فقه جعفري در برابر فقه رسمي آن روزگار، فقط یك اختلاف‏ عقیده ساده نبود، بلكه دو مفهوم انتقادآمیز نیز داشت:

نخست آنكه اثبات مي‏كرد دستگاه حكومت از آگاهي دیني بي‏بهره است ‏و نمي‏تواند امور فكري مردم را اداره كند و دیگر آنكه نشان ‏مي‏داد تحریف‏هاي بسیاري در فقه رسمي براي جلب نظر حكام جور نفوذ كرده است و نیز امام صادق(ع) با تفسیر قرآن به روشي غیر از روش‏ عالمان درباري، عملا به معاوضه با حكومت ‏برخاست و تمام تشكیلات‏ مذهبي و فقاهت رسمي را تخطئه كرد.

27- وجود تعابیري چون «باب‏»، «وكیل‏»،«صاحب سر»،«مستودع سر» در روایات امام صادق(ع) و نیز در تاریخ، نشان‏مي‏دهد كه آن حضرت تشكیلاتي سیاسي، ایدئولوژیك را به صورت پنهاني ‏هدایت مي‏كرد. مثلا محمد بن سنان«باب‏» امام صادق(ع) و زراره و برید و محمد بن مسلم و ابوبصیر، «مستودع سر» آن حضرت و معلي ‏بن خنیس، وكیل آن بزرگوار بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 اسفند1387ساعت 20:46  توسط خالوعباس  | 

درمورخه ۲/۱۱/۸۷ مقارن ساعت ۱بعد ازظهر درمسیرجاده اسیر به سمت دارالمیزان یک دستگاه پرایدبا یک دستگاه کمپرسی برخوردنموده که دراین حادثه رانندگی، راننده پراید جان خودراازدست داد .

کارشناسان علت این حادثه راانحراف به چپ خودروپراید اعلام کردند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 12:43  توسط خالوعباس  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 دی1387ساعت 13:41  توسط خالوعباس  | 

نوار غزه يا باريكه غزه‌ با مساحتي‌ بيش‌ از ‌360‌ کيلومتر مربع‌ در جنوب‌ غربي‌ سرزمين‌هاي‌ اشغالي‌ واقع شده‌ است

نوار غزه جمعيتي‌ بالغ بر يک‌ ميليون‌ و چهارصد هزار نفر را در خود جاي‌ داده‌ است‌ که‌ اکثريت‌ مطلق‌ آن‌ عرب‌ هستند.‌

اين‌ منطقه‌ که‌ در پايان‌ جنگ‌ اعراب‌ و اسراييل‌ در سال‌ ‌1948‌ توسط مصر اشغال‌ شده‌ بود‌ در جنگ‌ شش‌ روزه‌ سال‌ ‌1967‌ به‌ اشغال‌ رژيم‌ صهيونيستي‌ در امد و بالاخره‌ در سپتامبر ‌2005‌ با عقب‌ نشيني‌ نيروهاي‌ رژيم‌ صهيونيستي‌ تحت‌ کنترل‌ حکومت‌ فلسطين‌ قرار گرفت‌‌.

اين‌ منطقه‌ مهم‌ که‌ هم‌ اکنون‌ تحت‌ کنترل‌ جنبش‌ حماس‌ قرار دارد‌، داراي‌ ‌11‌ کيلومتر مرز مشترک‌ با مصر ‌51‌ کيلومتر مرز مشترک‌ با فلسطين‌ اشغالي‌ و ‌40‌ کيلومتر ساحل‌ مديترانه‌اي‌ است‌.

مهم‌ ترين‌ بخش‌ نوار غزه‌ ‌ شهر غزه‌ است‌ که‌ حدود ‌300‌ هزار نفر جمعيت‌ دارد و از نظر تراکم‌ جمعيتي‌ متراکم‌ ترين‌ شهر جهان‌ است‌ رفح‌ و خان‌ يونس‌ از ديگر شهرهاي‌ مهم‌ اين‌ منطقه‌ است‌‌.

کشاورزي‌ و در حال‌ حاضر کمک‌هاي‌ بين‌المللي‌ مهم‌ترين‌ منابع امرار معاش‌ غزه‌اي‌هاست.

بنا بر گزارش‌ اژانس‌ توسعه‌ بين‌ المللي‌ کانادا نرخ‌ بيکاري‌ در اين‌ منطقه‌ بالغ بر ‌50‌ درصد است‌ و بالغ بر دو سوم‌ ساکنان‌ با درامدي‌ زير دو دلار در روز روزگار مي‌گذرانند.

نرخ‌ زاد و ولد نزد ساکنان‌ غزه‌ بيش‌ از چهار درصد است‌ و نرخ‌ مرگ‌ و مير کودکان‌ بيش‌ از پنجاه‌ در هزار براورد مي‌شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 دی1387ساعت 12:1  توسط خالوعباس  | 
باگذشت بیش از7ماه ازاستعفای یکی ازاعضاء شورای اسلامی اسیر وتقدیم 3نامه ازسوی شورای اسلامی به بخشداری ودونامه به فرمانداری شهرستان مهرجهت معرفی عضوعلی البدل متاسفانه هیچکدام ازمسئولین جوابگوی نامه های شورای اسلامی نبود وازمعرفی عضوعلی البدل به دلایل سیاسی خودداری می ورزند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 دی1387ساعت 11:44  توسط خالوعباس  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 دی1387ساعت 9:44  توسط خالوعباس  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 دی1387ساعت 8:58  توسط خالوعباس  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 دی1387ساعت 8:48  توسط خالوعباس  | 
محرم نخستین ماه از ماه‌های دوازده گانه قمری و یکی از ماه‌های حرام است که در دوران جاهلیت و نیز در اسلام، جنگ در آن تحریم شده بود.
شب و روز اول محرم به عنوان اول سال قمری دارای نماز و آداب خاصی است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان بیان شده است.

محرم، ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در شهادت حضرت امام حسین علیه السلام است.
حوادث و وقایع فراوانی در ماه محرم رخ داده است که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شویم:

غزوه ذات الرقاع، فتح خیبر، ازدواج حضرت زهرا، ورود امیر مؤمنان علی علیه السلام، حادثه خونین کربلا - تاسوعا و عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام و اسارت خاندان امام به کوفه و شام.

همچنین نقل است که به خلافت رسیدن عثمان، قتل محمد امین برادر مأمون عباسی، قتل جعفر برمکی و انقراض آل برمک و دولت برامکه، واقعه هولاکو و مستعصم و انقراض دولت بنی عباس در این ماه بوده است.

عروج حضرت ادریس به آسمان، استجابت دعای حضرت زکریا علیه السلام، عبور حضرت موسی علیه السلام از دریا و غرق شدن فرعونیان در نیل و عذاب اصحاب فیل نیز در ماه محرم رخ داده است.

منابع:
هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 53؛ مفاتیح الجنان، ص 5
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 7 دی1387ساعت 13:1  توسط خالوعباس  | 

 

+ نوشته شده در  شنبه 7 دی1387ساعت 12:59  توسط خالوعباس  | 

 

 … به آنها (نصاراي نجران) بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت مي كنيم شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت مي نماييم شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت مي كنيم شما نيز از نفوس خود، آنگاه مباهله مي كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار مي دهيم.  ]آيه 61 آل عمران[

در آغاز طلوع اسلام، نجران تنها منطقه ‏مسيحى نشين حجاز بود كه به عللى از بت پرستى دست كشيده، به‏ آئين مسيح گرويده بودند. رسول اکرم (ص) به موازات مكاتبه با سران ‏دولتهاي جهان و مراكز مذهبى، به منظور دعوت نجرانيان به اسلام نيز، نامه اى به اسقف آن شهر نوشت. نمايندگان پيامبر وارد نجران شده و نامه پيامبر (ص) را به اسقف نجران دادند، که مضمون آن چنين است:

 «به نام خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب; از محمد فرستاده خدا بسوى اسقف نجران. خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب را حمد و ستايش مى‏كنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا دعوت ‏مى‏نمايم. شما را دعوت مى‏كنم كه از ولايت ‏بندگان خدا خارج شويد و در ولايت خداوند وارد آييد; و اگر دعوت مرا نپذيرفتيد، بايد به حكومت اسلامى ماليات و جزيه بپردازيد در غير اين صورت، به‏ شما اعلام خطر خواهم کرد.»

 اسقف پس از قرائت نامه براى تصميم ‏گيرى؛ شورايى مركب از شخصيتهاى بارز مذهبى و غير مذهبى تشكيل داد. يكى از افراد طرف مشورت ‏«شرجيل‏» بود كه به عقل و درايت و كاردانى معروفيت داشت. وى‏ گفت: ما مكرر از پيشوايان مذهبى خود شنيده ‏ايم كه روزى منصب ‏نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعيل انتقال خواهد يافت و هيچ بعيد نيست محمد، كه از اولاد اسماعيل است، همان پيغمبر موعود باشد. بعد از سخنان شرجيل، شورا نظر داد كه گروهى به‏ عنوان هيئت نمايندگى نجران به مدينه برود تا از نزديك با محمد (ص) تماس گرفته و دلايل نبوت او را مورد بررسى قرار دهد. بدين ترتيب، هيئتى مركب از شصت نفر بسوى مدينه رهسپار شدند که در رأس آنها «ابوحارثه بن علقمه» حاكم نجران و دو پيشوای مذهبی ديگر به نامهای، عبدالمسيح و ايهم قرار داشت.

 نجرانيان در حالی که لباس های فاخر بر تن داشتند وارد مدينه شدند و در مسجد به حضور پيغمبر اسلام (ص) آمدند. پيامبر با مشاهده هيئت آنان از ايشان روی برگرداند. چند روز به همين منوال گذشت تا آنکه نجرانيان متوجه شدند با سر و وضعی که آنان دارند امکان گفتگو با رسول خدا وجود ندارد، لذا با لباسی ساده خدمت پيامبر رسيدند. طي جلساتي كه با پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله و سلم داشتند با آن حضرت به بحث و مناظره پرداختند و عليرغم دلائل قوي و محكمي كه پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله و سلم ارائه مي فرمود، آنها همچنان به حقانيت آئين و اعتقادات خود پافشاري مي کردند. اين امر سبب شد تا پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله و سلم بر اساس حكم پروردگار متعال، آنان را به مباهله دعوت نمايد، كه طرفين در پيشگاه خداوند لب به نفرين بگشايند و هر كدام كه بر حق نيستند و دروغ مى گويند، به عذاب الهى گرفتار شوند. نصاري پذيرفتند و اجراي آن را به روز بعد موكول كردند.

بامداد روز بعد، اجتماعى عظيم از مردم مدينه در بيرون شهر ديده مى شد و گروهى بى شمار براى تماشاى مباهله گرد آمده بودند. در آن حال مشاهده كردند كه پيغمبر اكرم (ص) در حالی که كودكي را در آغوش داشته و دست كودك ديگری را در دست دارد بهمراه بانو و مردی که پشت سر ايشان حرکت می کردند، از راه رسيدند و محلى را براى مباهله در نظر گرفتند.

مسيحيان كه از دور ناظر ورود رسول اكرم (ص) بودند، بر خلاف انتظار خود ديدند كه آن حضرت با جمعيت و ازدحام نيامده و فقط يك مرد و يك زن و دو پسر با خود آورده است .
پرسيدند كه همراهان پيغمبر با او چه نسبتى دارند؟ گفته شد: كه اينان محبوب ترين مردم نزد رسول اکرم هستند. يكى فاطمه دختر او و ديگرى على داماد و پسر عمش و آن دو پسر، فرزندان دختر او، حسن و حسين مى باشند. اسقف اعظم نصراني كه متحير شده بود، خطاب به جمعيت نصاري گفت: بنگريد كه محمد چگونه با اطمينان تمام و ايمان راسخ به ميدان آمده و بهترين عزيزان خود را براي اجراي مباهله به همراه آورده است! به خدا سوگند اگر او را در اين امر ترديد و يا خوفي داشت، هرگز عزيزان خود را انتخاب نمي كرد. مردم، من در چهره آنان معنويت و روحانيتي مي يابم كه اگر از خدا درخواست كنند، كوه ها را از جاي خود حركت خواهند داد. پس از مباهله با آنان بر حذر باشيد كه عذاب و بلا دامن ما را خواهد گرفت. به دنبال آن، پيامى به رسول اكرم (ص) فرستادند كه از مباهله درگذر و تو خودت در ميان ما حكم باش و كار را با مصالحه خاتمه بده.

رسول اكرم (ص) با پيشنهاد آنها موافقت كرد و صلح نامه اى به خط اميرالمومنين على (ع) و تعيين جزيه سبك و آسانى كه ساليانه بپردازند، تنظيم گرديد و كار خاتمه يافت .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 10:37  توسط خالوعباس  | 
در تاريخچه مبارزات آزاديخواهانه مردم ايران‌، قيام ميرزا كوچك خان جنگلي از جمله نهضتهايي است كه با انديشه اسلامي و ضداستعماري شكل گرفت، امّا با نيرنگ و خيانت كمونيستها به انحراف، تجزيه و نفاق داخلي دچار گشت ونهايتاً همسويي اعلام نشده روس‌هاي بلشويك با رژيم استبدادي قاجار وسپس نظاميگري سركوبگرانه رضاخان آن را به شكست كشاند.

ميرزا كوچك خان كه بود؟
ميرزا يونس معروف به «ميرزا كوچك‌» در 1298 هـ در رشت متولد شد. در نوجواني براي تحصيل علوم ديني قدم به مدارس مذهبي گذاشت و مدارج علمي را طي كرد. در 1326 هـ در گيلان به صفوف آزاديخواهان پيوست و براي مقابله با محمدعلي شاه روانه تهران شد. در ماجراي اولتيماتوم روسيه كه منجر به تعطيلي مجلس شد (17ارديبهشت 1290) ميرزا در شمار مخالفان پذيرش اولتيماتوم بود و مدتي نيز بازداشت شد. در جريان جنگ جهاني اول و در هنگامي كه دسته‌اي از نمايندگان و رجال سياسي به خاطر وضع بحراني كشور و حضور نيروهاي بيگانه دست به مهاجرت زدند، كوچك خان با گرويدن به انديشه «اتحاد اسلام‌» درصدد برآمد تا با راه انداختن تشكيلات نظامي به مبارزه عليه استبداد رضاخاني و سرسپردگي‌ها، پيمانهاي ننگين و تحميلي بيگانگان و مداخلات آنان در امور داخلي كشور بپردازد. ميرزا درتهران انديشه خود را با رجال دين و سياست در ميان نهاد وبه نظرخواهي از آنان پرداخت‌. گروهي به ضرورت مبارزه مسالمت‌آميز تأكيد مي‌كردند ومبارزه مسلحانه را نادرست مي‌خواندند و گروهي ديگر نظر ميرزا كوچك خان راتأييد مي‌كردند. سرانجام پس از يك سلسله بحث و گفتگو قرار شد تا در گوشه‌اي از ايران كانوني ثابت‌، براي مبارزه ايجاد شود. ميرزا كوچك خان پس از اين توافق عازم گيلان شد وشروع به تهيه مقدمات قيام كرد. اما چون روسها قبلاً او را از منطقه تبعيد كرده بودند، مجبور بود مخفيانه به فعاليت بپردازد. بااين حال ميرزا در اندك مدتي توانست همفكراني در كنار خود جمع كند وقيام را علني سازد. او درسالهاي قبل از به قدرت رسيدن رضاخان، موفق شد هسته‌هاي تشكيل نهضت مسلحانه را پي‌ريزي كند. نيروهاي اشغالگر روس كه در سالهاي قبل ازانقلاب اكتبر، در سركوبي اين نهضت توفيق چنداني نيافتند، باوقوع انقلاب اكتبر از مناطق شمالي ايران بيرون رفتند و انگليسي‌ها يكه‌تاز ميدان شده و تقريباً تمامي ايران را زير سلطه خود درآوردند. آنان ميرزا حسن خان وثوق الدوله را به رياست دولت ايران گماشتند. دولت انگليس با انعقاد قرارداد معروف 1919 با وثوق الدوله‌، ايران را تحت الحمايه خود درآورد وكليه امور مالي‌، گمركي و نظامي كشور رابه دست گرفت‌. انگليسي‌ها از طريق وثوق الدوله تلاش كردند قيام جنگل را با مذاكره و بدون خشونت حل و فصل كنند، اما اين تلاشها سودي نبخشيد.

اعلام جمهوري ميرزا كوچك خان در رشت
روز 16 خرداد 1299 ميرزا كوچك خان جنگلي در ادامه مبارزات خود در راه اعاده استقلال و حاكميت ملي ايران، در شهر رشت حكومت جمهوري اعلام كرد. اين اعلام درپي يك رشته تماسها و گفتگوها با مقامات روسيه و كسب اطمينان از اين كه نيروهاي مداخله‌گر آنان در شمال ايران در كار حكومت انقلابي ميرزا، كارشكني نخواهند كرد، صورت گرفت‌. درست سه هفته پيش از اين اعلام‌، در سپيده دم روز 28 ارديبهشت 1299 نيروهاي ارتش سرخ به بهانه «سركوبي ضد انقلاب كه در شمال ايران كمين كرده بود» به بندرانزلي يورش برده و اين شهر را اشغال كرد. مقصود روسيه از «ضدانقلاب‌» افراد مسلحي بودند كه با حمايت انگليسي‌ها عليه بلشويسم نوظهور در شوروي مي‌جنگيدند و از اراضي شمال ايران نيز به عنوان يكي ازپايگاه‌هاي خود استفاده مي‌كردند. جنگلي‌ها كه مبارزات مسلحانه با رژيم استبدادي و سرسپرده قاجار را آغاز كرده و جنگل‌هاي شمال را مقر خود قرار داده بودند، در آغاز پيروزي انقلاب روسيه روابط حسنه‌اي با بلشويكها برقرار كرده بودند نهضت جنگل انقلاب روسيه را تأييد مي‌كرد و رهبران جديد روسيه نيز ميرزا را به عنوان يك انقلابي ضداستعمار مي‌دانستند و او راستايش مي‌كردند. اما چندي نگذشت كه روس‌ها سياست دوستانه خود را تغيير دادند و قدم به قدم به خاطر حفظ منافع خود در ايران از حمايت نهضت جنگل دست كشيدند و سرانجام به آن خيانت كردند. روز 28 ارديبهشت، نيروهاي ارتش سرخ به نام سركوبي ضدانقلابي كه در شمال ايران كمين كرده بود، وارد انزلي شدند. نهضت ميرزا كوچك‌خان كه حضور نيروهاي كشوري ديگر را در خاك ايران مخالف با اصول سياست خود و به زيان استقلال وتماميت ارضي كشورمي‌دانست، به مخالفت برخاست‌. در آن زمان هم روسها و هم ميرزاكوچك خان در شرايطي بودند كه رويارويي با يكديگر را به صلاح خود نمي‌ديدند. هريك با اقدامات نظامي، اهداف خاص خود را دنبال مي‌كردند و ديدگاه متعرضانه به يكديگر نداشتند؛ در نتيجة تماسهاي بعدي ميرزا كوچك خان با نيروهاي نظامي و سياسي روسيه‌، ميان طرفين توافقهايي حاصل شد. مهمترين مواد اين توافق چنين است:
«الف ـ اصول كمونيسم در ايران از حيث مصادره اموال و الغاء مالكيت و تبليغات به اجراگذارده شود.
ب ـ حكومت جمهوري انقلابي توسط ميرزابرقرار شود.
ج ـ پس از ورود ميرزا به تهران و تأسيس مجلس مبعوثان‌، هرنوع حكومتي كه نمايندگان ملت بپذيرند، بدون مخالفت روسيه ايجاد شود.
د ـ مقدرات انقلاب به دست اين حكومت سپرده شود و شوروي‌ها درايران مداخله ننمايند.
هـ ـ هيچ قشوني بدون اجازه وتصويب حكومت انقلابي ايران زائد بر قواي موجود (2هزار نفر) از شوروي به ايران وارد نشوند.
و ـ مخارج اين قشون به عهده ايران است‌.
ز ـ هر مقدار مهمات و اسلحه كه از شوروي خواسته شود در مقابل پرداخت قيمت‌، تسليم نمايند.
ح ـ كالاهاي بازرگانان ايراني كه در باكو ضبط شده تحويل حكومت ايران شود.
ط ـ كليه مؤسسات تجاري روسيه در ايران به حكومت جمهوري واگذار شود. »
اجمال اين توافقنامه عدم دخالت روسها در امور داخلي ايران، در عين حفظ حداقل دو هزار نظامي آنان در شمال ايران بود؛ حضوري كه خود به منزله دخالت در امورداخلي ايران بود.
ميرزا كوچك خان جنگلي با استناد به همين توافقنامه بود كه سه هفته پس از مداخله نظامي آنان در انزلي‌، موجوديت حكومت خود رادر رشت اعلام كرد.
سران نهضت جنگل پس از اعلام حكومت، ضمن انتشار اعلاميه‌اي با عنوان «فرياد ملت مظلوم ايران از حلقوم فدائيان جنگل‌»، به مفاسد دستگاه حاكمه ايران وجنايات انگليسي‌ها اشاره كردند و در پايان نظريات خود را به شرح زير اعلام داشتند:
1ـ جمعيت انقلاب سرخ ايران اصول سلطنت راملغي كرده جمهوري را رسماً اعلام مي‌نمايد.
2ـ حكومت موقت جمهوري حفاظت از جان ومال عموم اهالي را برعهده مي‌گيرد.
3ـ هر نوع معاهده و قراردادي كه به ضرر ايران با هر دولتي منعقد شده است، لغو وباطل مي‌شناسد.
4ـ حكومت موقت جمهوري همه اقوام بشر را يكي دانسته‌، تساوي حقوق را در باره آنان قائل است و حفظ شعائر اسلامي را فريضه مي‌داند.
مسكو و نهضت جنگل‌
سران نهضت در شهر رشت سرگرم تحكيم مباني جمهوري بودند كه به تدريج اختلافاتي در ميانشان پديد آمد و همين امر نهضت را به انحطاط و نابودي كشاند. پس از ورود ارتش سرخ به ايران، چند نفر از اعضاي «حزب كمونيست عدالت باكو» از روسيه وارد گيلان شدند. اين افراد در رشت حزبي به نام عدالت تشكيل دادند و رفته رفته ضمن برگزاري متينگ‌ها و سخنراني‌ها، عملاً مواد توافق شده ميان سران نهضت جنگل و روسها را زير پا گذاشتند و تبليغاتي نيز عليه ميرزا كوچك خان آغاز كردند. ميرزا دو نفر ازاعضاي نهضت را به قفقاز فرستاد تابا نريمانف، صدر شوراي جمهوري قفقاز، ملاقات كنند و او را وادارند تا اعضاي حزب را از ادامه كارشكني‌ها و اقدامات نفاق افكنانه باز دارد؛ اما نريمانف اقدامي جدي به عمل نياورد. ميرزا كه اوضاع را چنين ديد، روز 18 تير 1299 معترضانه رشت را ترك گفت و اعلام كرد تا زماني كه حزب عدالت از كارهاي خلاف و حمله به اسلام و تبليغ كمونيسم دست برندارد به رشت باز نخواهد گشت‌. روسها كه هدفشان از تأسيس حزب، اشاعه كمونيسم و رخنه به تشكل اسلامي ميرزا كوچك خان جنگلي و از بين بردن آن بود، شديداً فعاليت مي‌كردند.
سياست خارجي شوروي كه قبلاً پيش از اين داعيه حمايت از انقلاب جهاني را داشت، حداقل پس از هشتمين كنگره حزب كمونيست اتحاد شوروي‌، تغيير كرد. استالين در اين كنگره دو اصل اساسي را مبناي سياست خارجي شوروي قلمداد كرد. وي گفت‌: «سياست خارجي ما واضح وروشن است‌. هدف آن صلح و توسعه دايره روابط تجاري با تمام كشورهاست‌.»
اعلام چنين روشي در سياست خارجي‌، چيزي جز اعلام عدم حمايت از نهضتهاي رهايي بخش نمي‌توانست باشد. در پي خروج قهرآميز ميرزا كوچك خان از رشت‌، اعضاي حزب عدالت كه بعضي از آنها همچون احسان الله خان و خالوقربان قبلاً از دوستان نزديك ميرزا بودند و اكنون با گرويدن به سوسياليسم‌، ميرزا را مرتجع مي‌دانستند، درصدد اجراي كودتايي برآمدند كه طرح آن پيشتر ريخته شده بود. نقشه اين بود كه ميرزا يا بايد كشته شود و يا دستگير گردد و از رهبري انقلاب كنار رود. كوچك‌خان كه تا حدي از هدف اعضاي حزب و نقشه آنان مطلع شده بود، به جنگل رفت‌. در اين گير و دار، بسياري از جنگلي‌ها دستگير و ياكشته شدند و سلاح و مهمات و اموال آنان به غارت رفت‌. پس ازاين كودتا، اعضاي حزب به كمك نيروهاي بلشويك سعي كردند تا باتعقيب جنگلي‌ها طرفداران ميرزا را نابود كنند. اما باوجود درگيري‌هايي كه در جنگل ميان دو طرف ايجادشد، آنان از شكست دادن ميرزا و يارانش ناتوان شدند. مدتي بعد، مخالفان ميرزا مجدداً از در دوستي وارد شدند و با حسن نيتي كه ميرزا داشت و نمي‌خواست اختلافات داخلي باعث نابودي نهضت شود، پيشنهاد اتحاد باآنان را پذيرفت و طرفين موقتاً وحدت يافتند. پس از اين توافق، كميته انقلابي جديدي تشكيل شد. از آنجا كه در اين كميته احسان الله خان داراي هيچ سمتي نبود، جاه‌طلبي، وي را واداشت تا در رأس نيروهاي تحت فرمان خود عازم فتح تهران شود. وي در رأس سه هزار سرباز روسي و ايراني به سوي تهران حركت كرد، اما در محل «پل زغال‌» از نيروهاي قزاق كه تحت فرماندهي ساعد الدوله بودند، شكست خورد. البته يكي از دلايل اين شكست تغيير سياست شوروي نسبت به جنگلي‌ها بود. به هنگام عزيمت نيروهاي احسان الله خان، «روتشتين‌» سفير شوروي در ايران افرادي را محرمانه نزد فرماندهان روسي قواي احسان الله خان فرستاد و به آنان دستور داد كه به فوريت خود را از جنگ كنار بكشند. به اين ترتيب سفير روسيه حتي به كسي كه ادعاي همفكري عقيدتي با او داشت و قبلاً كوشيده بود تا ميرزا را قرباني انديشه‌هاي خود كند، پشت كرد. با اين حال بعدها در جريان حمله نيروهاي دولتي به جنگل‌، احسان الله خان فرار كرد و با كشتي به شوروي گريخت‌. خالوقربان نيز كه به هنگام قيام ميرزا به او پيوست و تحت رهبري ميرزا خدمات قابل توجهي به نهضت كرد، پس از تأسيس حزب عدالت در گيلان فريب سوسياليست‌هاي حزب را خورد و آلت دست سياست ضدانقلابي شوروي شد و در كودتاي رشت با نيروهاي تحت فرمان خود در مقابل ميرزا قرار گرفت‌. پس از توافقي كه ميان دولت ايران و سفير روسيه انجام گرفت‌، روسها از حمايت جنگل دست كشيدند و آنان را قرباني منافع خود كردند.
«روتشتين‌» اولين سفير شوروي در ايران كه شش هفته قبل از اعلام استقلال ميرزا كوچك خان در رشت وارد تهران شده بود، براي ايجاد روابط دوستانه ميان ايران و روسيه مأموريت داشت‌؛ بنابر اين با وجود وعده‌هاي اوليه به نهضت جنگل‌، به يكباره خط مشي انقلابي روسها تبديل به سازش با دولت ايران شد. «روتشتين‌» ضمن نوشتن نامه‌اي به ميرزا، او را به ترك مبارزه عليه دولت ايران دعوت كرد. او در نامه خود، آشكارا اقدامات انقلابي ميرزا را «مضر» خواند1. نهضت جنگل زماني كه سفير شوروي نامه را به ميرزا نوشت، در بحراني‌ترين شرايط خود قرار داشت‌. ميرزا در شرايط نامطلوبي كه هنگام موضعگيري اخير روسيه داشت‌ و با توجه به اختلافات داخلي نيروهايش، عملاً چاره‌اي جز تاييد ظاهري نامة «روتشتين‌» نداشت‌.

تباني روس، انگليس، رضاخان و كمونيست‌هاي داخلي عليه نهضت جنگل‌
در آستانه كودتاي رضاخان، شرايط سياسي ايران شديداً عليه ميرزا كوچك خان جنگلي بود. روسها او را تنها گذارده بودند و صرفاً به منافع خود در ايران مي‌انديشيدند. آنان به ويژه تلاش داشتند تا روابط صميمانه‌اي را با سردار سپه كه با قدرت اسلحه و سركوب نارضائي‌ها توانسته بود ثبات نيم بندي را در كشور به وجود آورد، برقرار كنند. آنان مصلحت خود را در آزاد گذاردن دست رضاخان براي سركوب نهضت جنگل كه به ويژه اعتقادي هم به هويت اسلامي آن نداشتند، مي‌دانستند. حتي حضور رضاخان در اتومبيل كنسول شوروي در رشت‌، زماني كه براي سركوب جنگل به آن شهر رفته بود، نشان از همپيماني روسها با سردار سپه در اين تصميم داشت‌. 2
علاوه بر اين، رضاخان در آن زمان، در كميته‌اي «ايراني ـ انگليسي‌» به نام «كميته زرگنده‌» به اتفاق سيد ضياءالدين طباطبايي در حال تدارك كودتاي سوم اسفند خود بود. به همين دليل‌، اقدام رضاخان به نوعي اجراي مصوبه كميته مذكور نيز بود. كميته زرگنده در حقيت 2 كار كرد اساسي داشت‌. يكي سركوب نهضت جنگل و ديگر استقرار ديكتاتوري رضاخان‌3.
پروژه سركوب نهضت اسلامي ميرزا كوچك خان جنگلي، محصول اراده مشترك شوروي‌، كمونيست‌هاي داخلي‌، دولت انگلستان و استبداد رضاخاني بود.
در چنين شرايطي، سران نهضت جنگل چند راه بيشتر نداشتند يا بايد تسليم مي‌شدند و اسلحه را زمين مي‌گذاشتند، يا به روسيه پناه مي‌بردند و يا اين كه ننگ تسليم و پناه بردن به بيگانه و اجنبي را نمي‌پذيرفتند و تا آخرين قطره خون به مبارزه ادامه مي‌دادند. چنان كه گفتيم، احسان الله خان ترجيح داد تا به اربابان خود كه به او خيانت نيز كرده بودند، بپيوندد. خالوقربان نيز با قيد تضمين از طرف سردار سپه، با همه افراد خود تسليم قواي دولتي شد و جان خود را نجات داد. در اين ميان فقط ميرزا كوچك خان بود كه نه حاضر به ترك ايران شد و نه ننگ تسليم به قواي دولتي را پذيرفت و سرانجام نيز به مبارزه ادامه داد تا در 11 آذر 1300 به شهادت رسيد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آذر1387ساعت 7:32  توسط خالوعباس  | 

ميرزا کوچک خان جنگلي

ميرزا يونس معروف به ميرزا کوچک فرزند ميرزا بزرگ اهل رشت، در سال 1259 شمسي ديده به جهان گشود. سالهاي نخست عمر را در مدرسه حاجي حسن واقع در صالح آباد رشت و مدرسه جامع آن شهر به آموختن مقدمات علوم ديني سپري کرد. در سال 1286 شمسي در گيلان به صفوف آزاديخواهان پيوست و براي سرکوبي محمد علي شاه روانه تهران شد. همزمان با اوج گيري نهضت مشروطه در تهران شماري از آزاديخواهان رشت کانوني به نام مجلس اتحاد تشکيل دادند و افرادي را به عنوان فدائي گرد آوردند.

ميرزا کوچک خان که در آن دوران يک طلبه بود و افکار آزادي خواهانه داشت به مجلس اتحاد پيوست. در سال 1294 شمسي به جاي مجلس اتحاد (هيئت اتحاد اسلام) از يک گروه هفده نفري در رشت تشکيل گرديد. بيشتر افراد اين گروه روحاني بودند و ميرزا کوچک خوان عضو موثر آن بود. اين هيئت هدف خود را خدمت به اسلام و ايران اعلام کرد و بزودي ميرزا کوچک خوان رهبري آن را به عهده گرفت. پس از اشغال نواحي شمالي ايران از سوي ارتش روسيه تزاري هيئت اتحاد اسلام به مبارزه با ارتش تزاري پرداخت و يک گروه مسلح به عنوان فدايي تشکيل داد و روستاي کسما را از ناحيه فومن مرکز کار خود قرار داد و در آنجا سازمان اداري و نظامي به وجود آورد. هيئت اتحاد اسلام پس از چندي به کميته اتحاد اسلام تبديل شد و اعضاي آن به 27 نفر افزايش يافت و رهبري کميته را ميرزا به عهده گرفت و تا پايان سال 1296 شمسي بخش وسيعي از گيلان و مازندران و طارم و آستارا و طالش و تنکابن زير نفوذ کميته اتحاد اسلام در آمد. اين کميته «نهضت جنگل» يا «حزب جنگل» ناميده شده است.

video

Videovideo

براي از بين بردن نهضت جنگل وثوق الدوله اقدامات زيادي بکار برد و نامه تأمين براي ميرزا کوچک خان نوشت ولي ميرزا نپذيرفت و پس از درگيريهاي فراوان عده ای از سران نهضت از جمله دکتر حشمت تسليم نيروهاي دولتي در رشت شدند. در اين درگيري شماري از افراد کشته شدند و دکتر حشمت دستگير و در دادگاه نظامي در 4 ارديبهشت 1298 محکوم به اعدام شد. چون مذاکرات صلح با جنگليها به نتيجه نرسيد نيروهاي دولتي به تعقيب جنگليها پرداختند.

برخي از نيروها متفرق، برخي تسليم و برخي کشته شدند. با چنين وضع سخت و دردناکي ميرزا در سرماي شديد زمستان از همسرش خداحافظي ميکند و در اعماق جنگل عقب مينشيند تا بتواند نيروهاي پراکنده را در فرصت مناسب جمع آوري و ساماندهي کند، اما در اثر سرما از بين ميرود. رهبر نهضت جنگل يک روحاني و مرد دين بود، او انقلاب جنگل و همه مظاهر آن را از دريچه انديشه هاي سياسي که از اسلام آموخته بود مينگريست. او يک باره دست به قيام مسلحانه نزد، همه راهها را آزمود و مردانه پا به صحنه کارزار نهاد. او شاهد به توپ بستن مجلس توسط محمد علي شاه و تحصن علما در سفارت عثماني بود. او به اميد نجات مشروطه به مجاهدين پيوست و در فتح قزوين شرکت کرد و همچنين در فتح تهران نيز شرکت نمود و با قواي استبداد جنگيد. به شهادت، وي از مجاهدان مشروطيت و از وفاداران به اسلام بود و سخت به اتحاد جهان اسلام عشق ميورزيد. تاخت و تازهاي خارجي در صحنه سياست و اقتصاد کشور و سياست بازي عناصر منافق و خود فروخته وضع آشفته تر گيلان و بي کفايتي دولتمردان انگيزه هايي بود که اين روحاني جوان، حساس و دلسوخته را به ميدان سياست و سپس به صحنه کارزار کشاند.

نخست در برابر استبداد محمد علي شاه ايستاد و سپس با شخصيتهاي با نفوذ تماس گرفت و در آخرين مرحله از تلاش خود سلاح به دست گرفت و در برابر نيروهاي بيگانه به مقاومتي جانانه پرداخت. او بارها در برابر مردم گيلان هدف از نهضت خود را احياي قوانين اسلام اعلام کرد و ياد آور شد که ميرزا کوچک هرگز اسلحه را از خود دور نميکند مگر وقتي که مطمئن باشد افراد ايراني از تجاوز متجاوزان بيگانه و ستمکاران داخلي مصون و از امنيت و رفاه برخوردار هستند.


+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آذر1387ساعت 7:27  توسط خالوعباس  | 

نخستین روز ذيحجه ،سالروز پیوندی آسمانی است که دیگر هیچ گاه   مانند آن در تاریخ تکرار نشد. علی علیه‏السلام ، پیشوای پارسایان با فاطمه   علیهاالسلام ، برترین بانوی جهان پیمان عشق بست و خدا، والاترین فرستاده خویش را بر   این پیمان گواه گرفت. برکت این ازدواج، عمری به گستردگی آفتاب دارد؛   هم‏چنان که یاد و نام آن در تاریخ برای همیشه ماندگار گردید. اول ذیحجه، روزی مبارک   برای همه نوگامانی است که دل به زندگی فاطمی علیهاالسلام داده‏اند تا شادی خود را   با خاطره همیشه روشن آن روز مبارک، پیوند زنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آذر1387ساعت 7:19  توسط خالوعباس  | 
همزمان باآخرين روزهفته پرصلابت بسيج ،باحضورحياتي نماينده لامردومهردرمجلس پيرايه رئيس اداره راه لامرد وجمعي ازمسئولين شهرستانهاي لامرد ومهر كلنگ باند دوم پل ورودي اسير به زمين زده شد ،اين پل باپهناي ۱۰متربه صورت دوطرفه وبلوارمانند به پل قديم الحاق وساخته خواهد شد كه هزينه اوليه آن ۴۵۰ميلون تومان برآورد شده است.
+ نوشته شده در  شنبه 9 آذر1387ساعت 7:55  توسط خالوعباس  | 
امام جواد (علیه السلام)(112)

نهمین نور امامت از اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله نامش«محمد» و کینه‏اش «ابو جعفر» و لقب او «تقی‏» و «جواد» است، در ماه رمضان سال 195 ه. ق در شهر «مدینه‏» و در خانه هشتمین امام، امام علی ابن موسی الرضا علیهما السلام دیده به جهان گشود[1].

نسب پاک او چنین است: ابو جعفر محمد الجواد ابن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علی زین العابدین بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام.

در خانواده امام رضا علیه السلام و در محافل شیعه، از حضرت جواد علیه السلام به عنوان مولودی پر خیر و برکت ‏یاد می‏شد. چنانکه «ابو یحیای صنعانی‏» می‏گوید: روزی در محضر امام رضا علیه السلام بودم، فرزندش ابو جعفر را که خردسال بود، آوردند. امام فرمود: «این مولودی است که برای شیعیان ما، با برکت‏تر از او زاده نشده است‏»[2]

مادر آن حضرت «سبیکه‏» که از خاندان «ماریه قبطیه‏» همسر پیامبر اسلام به شمار می‏رود،[3] از نظر فضائل اخلاقی در درجه والایی قرار داشت و برترین زنان زمان خود بود،[4] به طوری که امام رضاعلیه السلام از او به عنوان بانویی منزه و پاکدامن و با فضیلت ‏یاد می‏کرد.[5] از مادر آن امام با نام های دیگری نیز یاد کرده‏اند همچون سبیکه، نوبیه و سکینه، که شاید این نام آخر صورت تصحیف شده سبیکه باشد، خیزران و دره. امام رضا (ع) آن بانو را خیزران می‏خواند و گفته‏اند نامش ریحان و قبطی و مکنّی به ام الحسن بود.

فرزندان امام جواد علیه السلام عبارت بودند از: پسرانش علی (امام دهم، امام علی بن محمد الهادی علیه السلام) و موسی و دخترانش فاطمه و امامه. آن حضرت به جز آن دو پسری که ذکر کردیم، پسر دیگری نداشت. ابن شهر آشوب در مناقب می‏نویسد: فرزندان آن حضرت عبارت بودند از: علی (امام دهم) و موسی و حکیمه و خدیجه و ام کلثوم. ابو عبد الله حارثی گوید: امام (ع) فقط دو دختر به نامهای فاطمه و امامه داشت

مدت عمر آن حضرت بیست و پنج ‏سال بود. از این مدت، وی هشت ‏یا هفت‏ سال و چهار ماه و دو روز با پدرش و 17 یا 18 سال، بیست روز کمتر، پس از پدرش زیست. که این همان مدت امامت آن حضرت به شمار می‏رود و مصادف با دوران مامون است.

مامون کار زهر دادن به امام رضا علیه السلام را بسیار سری و مخفیانه انجام داده بود و سعی داشت جامعه از این جنایت آگاهی نیابد. اما با همه پرده پوشی و ریاکاری، سرانجام بر علویان آشکار گردید که قاتل امام جز مامون کسی نبوده است، مامون برای پیشگیری از عواقب امر، توطئه دیگری آغاز کرد و با تظاهر به مهربانی و دوستی نسبت ‏به امام جواد علیه السلام تصمیم گرفت دختر خود را به حضرت تزویج کند تا استفاده‏ای را که از تحمیل ولیعهدی بر امام رضا علیه السلام در نظر داشت از این وصلت بدست آورد. بر اساس همین طرح بود که امام جواد علیه السلام را در سال 204 ه. ق یعنی یک سال پس از شهادت امام رضا علیه السلام از مدینه به بغداد آورد و به دنبال مذاکراتی که در جلسه مناظره امام با یحیی بن اکثم گذشت، دختر خود «ام الفضل‏» را به همسری حضرت در آورد!

امام جواد علیه السلام مناظرات و بحث و گفتگوهایی داشته است که برخی ‏از آنها بسیار پر سر و صدا و هیجان انگیز و جالب بوده است. و از آن جا که آن حضرت نخستین امامی بود که در کودکی به منصب امامت رسید، علت اصلی پیدایش این مناظرات این بود که از یک طرف، امامت او به خاطر کمی سن برای بسیاری از شیعیان کاملا ثابت نشده بود (گرچه بزرگان و دانایان شیعه بر اساس عقیده شیعه هیچ شک و تردیدی در این زمینه نداشتند) از اینرو برای اطمینان خاطر و به عنوان آزمایش، سؤالات فراوانی از آن حضرت می‏کردند.

از طرف دیگر، در آن مقطع زمانی، قدرت «معتزله‏» افزایش یافته بود و مکتب اعتزال به مرحله رواج و رونق گام نهاده بود و حکومت وقت در آن زمان از آنان حمایت و پشتیبانی می‏کرد و از سلطه و نفوذ خود و دیگر امکانات مادی و معنوی حکومتی، برای استواری و تثبیت‏ خط فکری آنان و ضربه زدن به گروه های دیگر و تضعیف موقعیت و نفوذ آنان به هر شکلی بهره برداری می‏کرد... خط فکری اعتزال در اعتماد بر عقل محدود و خطاپذیر بشری افراط می‏نمود: معتزلیان دستورها و مطالب دینی را به عقل خود عرضه می‏کردند و آنچه را که عقلشان صریحا تایید می‏کرد می‏پذیرفتند و بقیه را رد و انکار می‏کردند و چون نیل به مقام امامت امت در سنین خردسالی با عقل ظاهر بین آنان قابل توجیه نبود، سؤالات دشوار و پیچیده‏ای را مطرح می‏کردند تا به پندار خود، آن حضرت را در میدان رقابت علمی شکست‏بدهند! ولی در همه این بحثها و مناظرات علمی، حضرت جواد (در پرتو علم امامت) با پاسخ های قاطع و روشنگر، هر گونه شک و تردید را در مورد پیشوایی خود از بین می‏برد و امامت‏ خود و نیز اصل امامت را تثبیت می‏نمود. به همین دلیل بعد از او در دوران امامت‏ حضرت هادی (که او نیز در سنین کودکی به امامت رسید) این موضوع مشکلی ایجاد نکرد، زیرا دیگر برای همه روشن شده بود که خردسالی تاثیری در برخورداری از این منصب خدایی ندارد.

سرانجام آن حضرت در سن بیست و پنج سالگی و در اوائل خلافت معتصم، به دستور او مسموم گشت و به اجداد طاهرینش پیوست. بدن مطهر آن حضرت را در قبرستان قریش و کنار قبر جدّ شهیدش امام موسی بن جعفر علیهما السلام به خاک سپردند.


[1]- کلینی، اصول کافی، تهران، مکتبة الصدوق، 1381 ه. ق، ج 1، ص 492-شیخ مفید، الارشاد، قم، مکتبة بصیرتی، ص 316. برخی تولد آن حضرت را در نیمه رجب همان سال نوشته‏اند (طبرسی، اعلام الوری، الطبعة الثالثة، دار الکتب الاسلامیة، ص 344) وبرخی دیگر تولد آن حضرت را در نوزدهم رمضان و بعضی روز دهم رجب ذکر نموده اند.

[2]-شیخ مفید، الارشاد، قم، مکتبة بصیرتی، ص 319-طبرسی، اعلام الوری، الطبعة الثالثة، المکتبة الاسلامیة، ص 347-فتال نیشابوری، روضة الواعظین، الطبعة الاولی، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، 1406 ه. ق، ص 261-کلینی، اصول کافی، تهران، مکتبة الصدوق، 1381 ه. ق، ج 1، ص 321-علی بن عیسی الاربلی، کشف الغمة، تبریز، مکتبة بنی هاشمی، 1381 ه. ق، ج 3، ص 143.

[3]-کلینی، اصول کافی، تهران، مکتبة الصدوق، 1381 ه. ق، ج 1، ص 315 و 492- ابن شهراشوب، مناقب آل ابی طالب، قم، المطبعة العلمیة، ج 4، ص 379.

[4]-مسعودی، اثبات الوصیة، نجف، منشورات المطبعة الحیدریة، 1374 ه. ق، ص 209.

[5]-قدست ام ولدته قد خلقت طاهرة مطهرة (مجلسی، بحار الانوار، تهران، المکتبة الاسلامیة، 1395 ه. ق، ج 50، ص 15) .

 

+ نوشته شده در  شنبه 9 آذر1387ساعت 7:51  توسط خالوعباس  | 

پس ازگذشت 5ماه ازاستعفاي يكي ازاعضاي شوراي اسلامي اسير ودرخواست مكرروارسال 4نامه ازطرف شوراي اسيربه بخشداري اسيروفرمانداري مهرمبني برمعرفي عضو علي البدل متاسفانه تاكنون ازسوي اين دونهادهيچ اقدامي صورت نگرفته كه مايه بسي تاسف است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آبان1387ساعت 11:28  توسط خالوعباس  |